سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
44
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
از اين هركه هرچه خواهد بكند كه تكليف برخاسته شده است . يعنى : درهاى انسانيت بسته شده ابواب حيوانيت بازگرديد ! و بالجملهء اين نيچريهاى اهل باطن و خداوندان تأويل يعنى ناتوراليستهاى قرون سابقهء مسلمانان ، به حيلهء كامل ، خلق را به جميع نقائص و رذايلى كه براندازندهء امم و ملل است دعوت نمودند ، و به دسيسهء تنزيه جعلى خويش اعتقاد به الوهيت را كه اساس همهء سعادات انسانها است ، در اين داردنيا ، از الواح عقول ستردند ، و بهمرور زمان اخلاق امت محمديه را شرقاً و غرباً فاسد كردند و در اركان عقايد و سجاياى پسنديدهء آن امت شريفه تزعزع انداختند تا آنكه شجاعت و بسالت [ 1 ] آنها به خوف و جبانت ، و امانت و صداقت آنها به خيانت و دروغگويى ، و محبت اسلام آنها به محبت شخصيهء بهيميه مبدل گرديد و از آن بود كه جماعتى از صعاليك فرنگ [ 2 ] در قرن خامس به اراضى شاميه هجوم كرده صدها شهرها [ 3 ] و قريهها را خراب نمودند و خون هزارها را رايگان ريختند ، و قريب دو صدسال مسلمانان از دفع آن صعاليك عاجز ماندند ، و حال آنكه پيش از آن فساد اخلاق و تباهى عقايد ، قوم فرنگ را در ممالك خود از دست مسلمانان راحت و آرام نبود . و همچنين گروهى از اوباش تاتار و ترك و مغول با چنگيزخان آمده غالب شهرهاى محمديان [ 4 ] را ويران ساخته خون ميليونها را بر خاك ريختند ، و مسلمانان را اينقدر قوه نشد كه اين بليه را از خود دور سازند با وجود اينكه در اول اسلام با قلت عدد تا سورچين جولانگاه اسب مسلمانها بود . و آن همه ذل و حقارت و خرابى و ويرانى از براى مسلمانان حاصل نشد مگر از خيانت و دروغگويى و جبانت و گرانجانى و ضعف و سستى كه آثار آن تعليمات فاسده بود .
--> [ 1 ] . بسالت : دليرى ؛ شجاعت . . . [ 2 ] . جمع صعلوك : دزد و فقير . صعاليك فرنگ : درويشان فرنگ ، مقصود مسيحيان جنگهاى صليبى هستند . [ 3 ] . در زبان فارسى معدود با عدد مطابقت نمىكند يعنى بايد معدود را هميشه مفرد آورد نه جمع . مانند اينكه نمىگوييم : ده مجلد كتابها خريدم ، بلكه مىگوييم : ده مجلد كتاب خريدم . و از اين رو ، صدها شهر و قريه را خراب نمودند ، درستتر از عبارت بالاست . گويا در زبان فارسى قديم جمعبندى فوق متداول بوده است . [ 4 ] . محمديان : پيروان محمد ؛ مسلمانان .