سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

23

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

متنوعه و به هيآت گوناگون و به اسامى مختلفه ظهور و بروز نموده‌اند . گاهى خود را به اسم حكيم ظاهر ساخته‌اند و زمانى به پيرايهء رافع ظلم و دافع جور جلوه كرده‌اند و وقتى به لباس عالم اسرار و كاشف‌الرموز و الحقايق [ 1 ] و صاحب علم باطن ، قدم در ميدان نهاده‌اند ، و هنگامى ادعا كرده‌اند كه مقصود ما رفع خرافات و تنوير عقل امم است ، و ايامى به صورت محب فقرا و حامى ضعفا و خيرخواه بيچارگان برآمده‌اند ، و ساعتى از براى اجراى مقاصد فاسدهء خود دعوى نبوت نموده‌اند ، چون ساير انبياء كذبه [ 2 ] ؛ و گاه‌گاهى هم خود را مؤدب و مهذب و خيرخواه ناميده‌اند . و لكن در هرجيل كه يافت شدند و در هر قوم كه پيدا شدند و در هر امت كه ظاهر شدند و به‌هر لباس و به‌هر اسم كه برآمدند ، به سبب مبادى فاسده و اصول باطله و تعليمات مضره و آراء مهلكه و اقوال مميتهء [ 3 ] خود موجب زوال آن جيل و باعث اضمحلال آن قوم و علت فناء آن امت گرديدند ، و هيأت اجتماعيهء آن امم را اعدام نموده آحاد آنها را متفرق كردند . زيرا آنكه انسان ظلوم و جهول و اين مخلوق خئوّن [ 4 ] حرص خون‌خوار را به سبب اديان در صدر اول عقايد و خصائلى چند حاصل شده بود كه امم و قبائل ، آن عقايد و خصائل را بطور ارث از آباء و اجداد خود فراگرفته بدانها تعديل اخلاق خويش را مىنمودند ، و از شر و فساد كه برهم زنندهء هيأت اجتماعيه است اجتناب مىكردند و از نتايج آنها عقول خويشتن را به معارفى كه سبب سعادت و اساس مدنيت است ، منور مىساختند و بدين‌جهت آنها را نوعى قوام و ثبات حاصل مىشد . و اين طايفهء نيچريه در هر امتى كه ظهور مىكردند در ابطال آن عقايد و افساد آن خصال مىكوشيدند ، و از آن ، خلل به اركان هيأت اجتماعيهء آن امت راه يافته ، روى به تلاشى مىنهاد تا آنكه بالمرّه مضمحل گردد . و چنان كه اكنون هم ره‌سپر همين طريقهء فاسده مىباشند . بيان اين به نهجى واضح اين است كه انسانها را از ديرزمان به سبب اديان ، سه اعتقاد و سه خصلت حاصل شده است كه هريك از آنها ركنى است ركين [ 5 ] از براى قوام ملل و پايدارى

--> [ 1 ] . عالم‌الاسرار و كاشف‌الرموز و الحقايق : داناى رازها و كشف‌كنندهء رمزها و حقيقت‌ها . [ 2 ] . انبياء كذبه : پيامبران دروغين ، چون مسيلمه و ديگران . [ 3 ] . تعليمات مضره و . . . : آموزش‌هاى زيانبار و انديشه‌هاى هلاك‌كننده و سخنان مرگ‌آفرين . [ 4 ] . بسيار خيانت كار . [ 5 ] . ركنى است ركين : پايه‌اى است استوار .