سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
15
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
پيدايش نباتات و حيوانات ، پيشينيان اين گروه يعنى ماديين اختلاف كردند . برخى بر اين ذاهب شدند كه پيدايش هيآت [ 1 ] علوّيه و سفليه و تكوّن اين مواليد محكمهء متقنه برحسب اتفاق بوده است و گويا اينها بسبب سخافت عقل [ كمخردى ] خود قائل به جواز ترجيح بلامرجح [ 2 ] شدهاند و ابتداء اين قول از ذيمقراطيس بظهور پيوست و او گفت جميع عالم از ارضيات و سماويات مؤلف است از اجزاء صغار صلبهيى [ 3 ] كه متحرك بالطبع است و از روى اتفاق بدين هيآت و اشكال [ 4 ] جلوهگر شده است . و بعضى ديگر بر آن قائل شدند كه سماويات و كرهء زمين برين هيأت خود از ازلالازال بوده و خواهد بود و انواع نباتات و حيوانات را ابتدايى نيست و در هر بذرهيى [ 5 ] نباتيست مدمج [ 6 ] ، و در هريكى از آن نباتات مدمجه ، بذوريست پنهان و هلّم جرا [ 7 ] . و همچنين در هر يكى از آن حيوانات حيوانيست پوشيده در حالت كمال خلقت ، و در هر يكى از آن حيوانات پنهانى جراثيمى است مخفى [ 8 ] و هكذا الى غيرالنهايه و از اين غافل شدند كه لازم مىآيد بر اين قول وجود مقادير غيرمتناهيه در مقدار متناهى . و جماعتى اعتقاد كردند كه سلسلهء انواع نباتات و حيوانات قديم است چنان كه نظامات و هيآت علويات و سفليات قديم مىباشد ، [ 9 ] و لكن جراثيم نباتات و حيوانات ازلى نيست ، بلكه هر فردى از افراد آنها به منزلهء قالب است از براى تكوين جراثيمى كه
--> [ 1 ] . هيآت ، بر وزن جلسات ، جمع هيأت : شكلها . و هيآت علويه و سفليه : موجودات جهان بالا و زمين . [ 2 ] . ترجيح بلامرجح : برترىدادن نه در جاى برترى ؛ از اصطلاحات فلسفه است . [ 3 ] . اجزاء صغار صلبه : جزءهاى كوچك سخت ، كه مقصود آتمها Atoms است . در اصطلاح متكلمان و فيلسوفان اسلام جوهر فرد ، و جزء لايتجزى هم گفته شده است . [ 4 ] . هيآت و أشكال : هيأتها و شكلها . [ 5 ] . برزه : دانه [ 6 ] . مدمج : پيچيده در چيزى . [ 7 ] . هلم جراً : همچنين ؛ به همين ترتيب ؛ از همين قرار . [ 8 ] . مخفى : پنهان . از نظر دستورزبان عربى مخفى نادرست و خفى درستتر است ، اما استادان ادب فارسى و از جمله حافظ به كار بردهاند . مثلًا خواجه مىگويد : عرض حاجت در حريم حضرتت محتاج نيست * راز كس مخفى نماند با فروغ راى تو [ 9 ] . اشاره به قدمت يا هموارهبودن عالم است كه اعتقاد فيلسوفان است ؛ و اين خلاف قول ارباب اديان است كه به ابداع قائلند ، و گويند : خدا همهء چيز را از ناچيز هستى بخشيده و به اصطلاح از عدم بوجود آورده است .