سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

124

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

اولًا خود احتياج به اعمال سائر طبقات ، اقتضا نمىكند مگر عملى را كه معادل سائر اعمال بوده باشد در شرف و قوّت و صعوبت و دشوارى ، چون‌كه مقصود در اين هنگام ، مجرد مبادله خواهد بود و ما مقدار شرف صناعت فكريه و قوت و دشوارى آن را بيان كرديم . و ثانياً احتياجات اين طبقه به اعمال طبقات ديگر ، فى حد ذاتها بسيار كم است ، زيرا آنكه غالب احتياجات مردم به يك‌ديگر از براى كمال در معيشت و زينت در ملابس و زخرف [ 1 ] در مساكن و تأنقّ [ 2 ] در مآكل و توّغل [ 3 ] در شهوات است و ارباب اين طبقه را سعه عقل از تلذّذات ملابس موشّحه [ 4 ] و مساكن مزخرفه منزّه ساخته و اعمال فكر و استعمال مجموع عصبى موجب فتور [ 5 ] سائر اعضاء و جوارح آنها گرديده ، ايشان را از تأنّق در مآكل و توّغل در شهوات محروم نموده است ، خصوصاً كه اين جماعت علىالدوام سرمايهء شهوات و تلذّذات را كه شيبوبيّه و جوانى بوده باشد ، در راه طلب علوم و معارف صرف مىنمايند . پس واجب شد كه سببى فعال و باعث ديگرى مؤثر به احتياج اين گروه منضم شود ، تا آنكه اين مجموع علّت صناعت فكريه تواند شد و چون اعمال بدنيّه و افعال نفسانيّه انسان استقراء شود ، هيچ عملى فعال و هيچ فعلى مؤثر در آنها يافت نمىشود كه ضميمهء احتياج آن فرقه شده متمم علت تأمّهء اعمال فكريّه گردد و بدارد آن جماعت را بر تحمل بار گران و حمل ثقل اين صناعت ، مگر محْمِدَت حقّه و اعتراف به شرف علم و تبجيل و توقير و تعظيم و تفخيم ارباب آن چنانچه شايد و بايد و تجربه نيز بر حقيقت اين استنباط دلالت مىكند ، زيرا آنكه مشاهده مىكنيم كه كثرت علوم و معارف و وفور علماء و فضلاء و بسيارى مؤلفات و مصنفات در ممالك به اندازهء شرف منزلت و عظم مقدار اهل علم است در نزد اهالى آن ممالك ، حتى در بعضى بلاد چون شرف خداوندان معارف به‌درجه‌اى رسيده است كه هيچ شرف و عزتى بدان پايه نتواند رسيد و جميع مراتب پيش آن مرتبه جليله ، پست و حقير گرديده است علم را چنان صعود و عروجى حاصل شده است كه پس

--> [ 1 ] . زينت و زيور [ 2 ] . خوبى و تكليف و نفاست [ 3 ] . غلونمودن و در چيزى فرورفتن [ 4 ] . زينت‌يافته [ 5 ] . سستى