سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

125

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

ماندگان عالم انسانى ، به‌نظارهء رصديّهء خيال هم أدنى پايهء او را ديدن نتوانند و تأليفات و تصنيفات آن‌قدر بسيار گرديده است كه نادانان حساب و شمارهء آنها را هم ندانند . چون ظاهر شد كه اعتراف آحاد امّت به شرف منزلت عالم ، موجب حصول علوم حقّه است و حصول علوم حقّه علت وجود سعادت مطلقه است ، اكنون با هزار تأسف و اندوه مىتوان گفت كه سبب فقر و فاقه و مسكنت و ذلّ و بدبختى اهالى مشرق زمين از آن است كه آن‌ها به هيچ‌وجه مقدار علم و عالم را نمىدانند و شرف و منزلت دانشمندان را نمىشناسند و خداوندان معارف را توقير و تعظيم نمىكنند و چنان خيال مىكنند كه علم صناعتى است فضول و زائد و پيشه‌اى است بىفايده و بىثمر و كار و حرفه بيكاران است . لهذا عدد علماء در آنها آن قدر كم شده است كه به انگشت شمار توان كرد و اين را ندانستند كه جميع سعادات آباء و اجداد ايشان ، بلكه جميع سعاداتىكه در عالم يافت شده است ، همه نتيجهء علم و معرفت بوده است . و اين را درك نكردند كه آنها سزاوارترند به تعظيم علم و عالم از ديگران : اوّلًا از براى اينكه مريض را به طبيب احتياج بيشتر است از صحيح‌المزاج و ايشان بالبداهه همگى مبتلا مىباشند به مرض مسكنت و ذلت و اين بيمارى را طبيبى به‌جز عالم عارف ، كى خواهد يافت شد ؟ و ثانياً چون نظر كنيم بر اهالى مشرق مىبينيم كه جلّ [ 1 ] آنها از اولاد علماء و حكماء و عرفاء و فضلاء و انبياء گرام و رسل عظام مىباشند پس آنها احقند به‌تمجيد و تكريم و رثهء آباء خويشتن از ديگران ، كه اجداد ايشان همگى وحشى و بربرى - جنگلى - بوده‌اند و اگر اهالى مشرق زمين از اين خواب غفلت بيدار نشوند و به‌جهت اصلاح شأن خويش و خلاصى از بيمارى ذلّ و بيچارگى به تعظيم دانشمندان نكوشند ، البته آنها رفته‌رفته استجير باللّه [ 2 ] مضمحل و نابود خواهند گرديد و شرف آباء و اجداد خود را به عار و ننگ مبدل خواهند ساخت . و عجيب آن است كه اين بيماران بيچارگى ، به‌جاى احترام اطباى خود كه علماء بوده باشند ، سعى مىكنند در توقير اغنياء به خلاء و كوشش مىنمايند در تعظيم اولاد ظالمان و ستمكاران و جدّ بليغ

--> [ 1 ] . كل ، همه . [ 2 ] . پناه مىبرم به‌خدا .