سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
111
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
وجه اول آنست كه مطالب مندرجه در آن كتب ، چنانچه فى نفسالامر و الواقع و در نزد حكماى يونان بود ، بر ما آشكار نگرديد . بلكه حكماى مسلمين ، آنها را به زيور كمال و حلّيه عصمت از خطا به ما جلوه دادند و ابواب چون و چرا را به روى اذهان صافيه بستند ! و سببش اين بود كه آنها اعتقاد نمودند بر اينكه فلاسفه اغريقيين [ 1 ] و رومانيين ، همگى صاحب عقل مطلق و ارباب ملكات مقدسه و خداوندان قواى قدسيّه و مكاشفات حقّه مىباشند . و افق مشاعر و مدارك آنها فوق افق مشاعر سائر انسانها است و لهذا اقوال آنها را مانند وحى آسمانى قبول نموده ! تقليد نمودند ايشان را ، در حجج و ادله ، چنانچه عوام تقليد مىكنند پيشوايان خود را در مطالب و مقاصد ! حتى ابن سينا با جلالت قدرش ، در وقتىكه خواست مخالفت نمايد ، مرشد خود ارسطوى اغريقى را در مسئله نفوس فلكيه ، اين امر را بسيار بزرگ شمرده وحشت و دهشت بر او غلبه كرد و خوف و خشيت او را فراگرفت و بهجهت اين اولًا با كلّ انفعال و تأثر اشاره خفيفهء به رأى جديد خود كرده ، پس از آن در جاى ديگر با غايت عجز و اضطراب ، آن را بيان نموده و ملاصدرا را قوت اعتقاد بدان قوم ، بر آن داشت كه كفر و زندقه و الحاد [ 2 ] را در حق آنها محال شمرده ، درصدد محامات [ 3 ] از ذيمقراطيس و تاليس و انباز قلس و ابيقور و غيره برآمد و هريك از اقوال ايشان را كه صريح در انكار صانع بود ، تأويل نموده عذرهاى سست از طرف آنها آوردن گرفت ! و شهابالدين مقتول ، دائرهى تقليد را وسعت داده اقوال زردشت را نيز به اعتماد تام ، بلابينّه حقّه و حجج صدقه ، پذيرائى نمود و قول به نور و ظلمت را رونقى تازه داد و اين حسن اعتقاد حكماى مسلمانان را از آن دست داد كه گمان كردند آن فلاسفه اقدمين ، هريكى در فلسفه فنون چندى را با غايت اتقان و نهايت احكام بدون مساعده [ 4 ] افكار ديگران اختراع نموده ، با غموضت [ 5 ] مسائل و صعوبت مطالب آنها و از اين غافل شدند كه علوم فلسفه ، چون سائر فنون و صنايع بهتلاحق [ 6 ] افكار و تتابع [ 7 ] آراء بدان پايه رسيده است و اول پيدايش اساس جميع آن فنون ، هندوستان و از آنجا
--> [ 1 ] . اغريقى منسوب به اغريقيه اسم بلادى از يونان است . اغريقىها : يونانىها . [ 2 ] . از حق برگشتن و در حرم كعبه قتالكردن [ 3 ] . حمايتكردن [ 4 ] . يارىكردن [ 5 ] . مشكل و مبهم [ 6 ] . پيوستن و ملحقشدن [ 7 ] . به دنبال هم