سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
109
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
عمش و اتبّاع ظنون و اوهام و پيروى تقاليد را در مواضعى چند به ذمائم شنيعه ذّم و علم و حكمت و معرفت و تدبر و تفكر و بصيرت را بهمدائح بليغه ، در مواقع بسيارى مدح نمود و مفاسد اخلاق رذيله را به آيات شافيه بيان و منافع ملكات فاضله را بهعبارات محكمه آشكارا ساخت و شرح اقوال امم سابقه را داده و در تلو آن جزاى دنيوى استقامت و اعتدال و سزاى عاجل اعوجاج و انحراف هريكى را از براى عبرتگرفتن ، ذكر فرمود و اساس قوانين كليه معاملات منزليّه و مدنّيه را چنانچه موجب سعادت مطلقه گردد ، تبيين و مضرات ظلم و تعدى كه نتيجه توحش و تبربر است ، توضيح كرد و گفت انسان را كه آنچه در زمين است از براى تو خلق شد ، پس ترهّب مكن و از لذائذ آن بر نهج عدل ، بهره خويشتن بگير و خود را از زينتى كه عطاى الهى است ، محروم مساز و كمّلين [ 1 ] در عقل و نفس را كه عبارت از صالحين بوده باشد ، بهسلطنت همه روى زمين نويد داد . [ 2 ] و بالجمله : در آن گرامىنامه ، به آيات محكمه اصول [ 3 ] فنون حكميه را در نفوس مطهره نهاد و راه انسانشدن را به انسان وانمود و چون امت عربيه بر آن گرامىنامه ايمان آورد ، از عالم جهل بهعلم و از عمى به بصيرت و از توحش بهمدنيت و از بداوت بهحضارت منتقل گرديد و احتياجات خود را در كمال عقلى و نفسى و در معيشت فهميد و آن جراثيم وارومها [ 4 ] اندك اندك باليدن [ 5 ] گرفت و افكار در تزايد شد و عقلها در دوائر وسيعه عالم ، از براى اكتساب كمالات در جولان آمد ، تا آنكه جماعتى در زمان منصور دوانقى ملاحظه نمودند كه قطع اين مراحل و طى اين منازل بىپايان ، بدون استعانت به افكار مشاركين در نوع ، خالى از صعوبت و دشوارى نخواهد بود و دانستند كه تكبرنمودن در تعلّم ، بهجهل راضىشدن است ، لهذا در عين شوكت و سطوت و عزت اسلام و مسلمين ، بهجهت شرف و رفعت علم و علوّ مقام آن به پيش رعاياى خود كه نصارى و يهود و مجوس بوده باشد ، سر فرود آورده اظهار فروتنى نمودند ، تا آنكه بهواسطه آنها فنون حكميه را از فارسى و سريانى و يونانى به
--> [ 1 ] . جمعالجمع كامل . [ 2 ] . اشاره به آيه شريفه : ان الارض يرشها عبادى الصالحون . [ 3 ] . ريشههاى فنون و حكمتها [ 4 ] . اصل و بيخ [ 5 ] . نموكردن