سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

107

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

حاصل گردد و از براى مراقبه نفس خويش و محافظت ملكات مقدّسه بر آن ، فن تهذيب‌الاخلاق اختراع نمود و چون عقل از صلاح بدن و معيشت آن و تعديل و تقويم اخلاق نفس پرداخت ، عطف عنان فكر را به‌جانب خويش نموده ، جوياى كمال منتظر و حيات حقيقيّه و سعادت ابديّه و لذائذ معنويّه خود گرديد و به هدايت حكمت ، بحث از پيدايش و حقيقت خويش نموده و اسباب مشاعر [ 1 ] و علل [ 2 ] مدارك و ارتباط آنها را به‌حاسّات بدنيّه طالب و نتائج معلولات هريكى را جويا و دواعى [ 3 ] صلاح و فساد هر واحدى را خواهان گرديده و در فهميدن علاقه عقول به ابدان و ارواح به اجساد سعىهاى بليغ بجا آورده و باعث اختلاف اخلاق امم و علت حصول هر خلقى را جداگانه دريافت نموده و مقتضى عروج و هبوط ملل را در مدنيت و علوم و معارف و صنايع موضوع بحث قرار داده و علل شرائع و بواعث تشريع را جويا گرديد و عالم را محطّ فكر و نظر خود ساخته و در مبدأ و منشاء و اصل و ماده و عوارض و حوادث و علل و معلولات او به‌نهج عموم و خصوص تدبرها و تعمقها نموده و اسباب تجاذب و تدافع و تقارب و تباعد و فعل و انفعال اجزاء عالم را تحقيق كرده و حركات و بواعث آنها را استكشاف و موجب تكوّن جراثيم نباتات و حيوانات و مقتضى تبدل آنها به هيئت منتظمه و اشكال متقنه محكمه و غايت وجود آنها را آنقدر كه حكمت مساعدت نموده است ، فهميده و در بقا و سعادت خويشتن افكار دقيقه به كار برده ، پس از آن از براى جمع قوانين كلّيه و ضبط جزئيات متكثّره‌اى كه متعلق بدين امور است فنونى چند وضع نموده است ، چون : فن فلسفه عقليه و فن فلسفه اخلاق ، و فن فلسفه تاريخ و فن فلسفه شرائع و قوانين و فن فلسفه اولى و حكمت عليا . و چون غايت حكمت معلوم گرديد ، ظاهر و هويدا شد كه سبب اوّلى و باعث حقيقى پيدايش آن در عالم انسانى اولًا حاجت و دشوارى راههاى معيشت انسان است و صعوبت زيست اوست ، چون سائر حيوانات و ثانياً عقل فطرى و خرد غريزى

--> [ 1 ] . دانستن [ 2 ] . علتها [ 3 ] . مقتضى و مقتضيات