سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
96
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
از اعمال ذميمه و افعال قبيحه در نزد عشيره و قبيله خود اجتناب خواهد نمود و خسّت نفس آن است كه داراى آن از دناياى امور پرهيز نمىنمايد و از تقبيح و تشنيع متأثر نمىگردد . و هركسى را واضح است كه اين صفت را ، يعنى شرف نفس را ، ماهيت و حقيقت معينهئى در نزد امم نيست كه بتوان به دو شهوات را بهحد اعتدال آورد و هر شخصى را بهحق خود راضى ساخته پايه انتظام را محكم نمود . آيا ملاحظه نمىكنى بسا امورى است كه ارتكاب آنها پيش امتى خست و دنائت شمرده مىشود و همان امور در نزد امتى ديگر ، از آثار شرف و كمال نفس و از موجبات مدح و ستايش است و حال آنكه در حقيقت ، عين جور و ظلم و غدر است ، چنانچه نهب و غارت و دزدى و راهزنى و قتل نفس ، پيش قبائل جبال و بوادى غايت كمال و نهايت شرافت نفس است ! و اما اهل مُدن ، همه آنها را علامت خست و دنائت مىدانند و همچنين حيلهبازى و مكارى و منافقى ، در نزد قومى خست و قومى ديگر اين امور را عقل و كاردانى و كمال مىشمارند ! و ديگر آنكه غور كنى در اين امر كه هر حادثى را علتى است و علت غائى افعال اختيارى انسان نفس او است ، بهخوبى خواهى دريافت كه طلب اتصاف به شرافت نفس و سعى در استحصال او و خوف از خسّت و دنائت آن بهجهت رغبت و ميل انسان است بهتوسيع طرق معيشت و حذر اوست از تنگى مسالك زندگانى ، چونكه مىداند از اتصاف بهشرافت نفس ، موثوق به خواهد گرديد و به امانت و صداقت مشهور شده اعوان و انصار او بسيار خواهند شد . و با ياران بسيار ، راهها و اسباب معيشت فراوان خواهد گرديد ، بهخلاف اتصاف بهخست و دنائت نفس ، كه موجب تنفر قلوب و باعث قلّت ياران گرديده ، ابواب معيشت را مسدود خواهد ساخت . پس مقدار طلب شرافت نفس و قوت و ضعف و تمكن و عدم تمكّن آن صفت و درجات و مراتب او و تأثيرات آن در كبح ارباب شهوات از تعديات برحَسَب معيشتهاى طبقات مردم مىباشد . يعنى طبقات ناس آنقدر در تحصيل آن صفت خواهند كوشيد كه معيشت ايشان را نافع باشد و از ضرر و گزند محفوظ مانند ، بلكه هر طبقهئى شرافت نفس را آن صفتى مىشمارد كه بدان صيانت رتبه و معيشت توان شد و آنچه زياده بر