سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

20

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

نامه‌اى به ناصرالدين‌شاه سفر به پطرزبورغ و بدانديشيها ! عرضه داشت به سده سنيه عاليه و عتبهء ساميهء اعليحضرت شاهنشاه اسلام‌پناه ! . در « مونيك » [ 1 ] وقتى كه از شرف وعد احترامات و اجازه مصاحبت موكب همايونى در زمره طرب بودم ، در همان محضر اسنى جناب امين‌السلطان چنان پسنديد كه اين عاجز براى اصلاح بعضى امور ضروريه اولًا به « پطرزبورغ » رفته ، پس از انجام آنها به ايران بيايم . اعليحضرت اقام‌اللَّه به دعامةالمدن [ 2 ] استحسان فرمودند . در شب همان يوم‌الشرف ، پنج ساعت جناب وزير با اين عاجز مكالمه نمودند ، خلاصه‌اش آنكه اولًا : دولت روسيه رجال و ارباب جرايد آن را حق نيست كه ايشان را بر جلس [ 3 ] و نشانه سهام ملام نمايند و از در معادات و معاندت برآيند ، چونكه ايشان يعنى جناب وزير ، مالك و صاحب ملك نيستند و رتق و فتق امور به يدقدرت ايشان نيست . ديگر آنكه مسئله كارون و بانك و معادن قبل از ارتقاء ايشان به رتبه وزارت عظمى انجام پذيرفته است ، نهايت اين است كه اجراء آن از سوءبخت در زمان وزارت ايشان شده است . پس حين ورود پطرزبورغ بايد در نزد وزارت روسيه ابراء ذمه و تبرئه [ 4 ] ساحت ايشان را بنمايم و تبديل افكار فاسدهء وزراء روس را در حق ايشان داده و حسن مقاصد و نيات ايشان را درباره دولت روس مسجل كنم . ثانياً : از اين عاجز خواهش نمودند كه به « مسيو گيرس » رئيس‌الوزراء و وزير دول خارجه و مستشارهاى ايشان : « ويلنكالى » و « زينوويب » شفاهاً بگويم كه ايشان ، يعنى

--> [ 1 ] . مونيخ [ 2 ] . العدل [ 3 ] . جلس : زمين مرتفع سخت ، صخره بزرگ [ 4 ] . تبرير