سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين

38

ضياء الخافقين

مقالات اين نشريه درباره أوضاع وأحوال إيران بوده است ، اگر نگوئيم كه فعاليت‌هاى شاه وامين السلطان وسفير إيران در لندن ، در تعطيل آن مؤثر بوده ، بىدخالت هم نبوده است . . . » . در مورد چگونگى به تعطيل كشاندن نشريه توسط دولت انگليس ، « سيدحسن تقى زاده » كه خود آشنائى با نيرنگ‌هاى سياسي داشت ، چنين مىنويسد : « . . . مشاراليه از بصره پس از چندى أقامت براي بهبود حالش كه عليل المزاج شده بود به لندن رفت ودر ماه رجب سنهء 1309 يك روزنامهء عربى وانگليسى موسوم به « ضياء الخافقين » در لندن بنا كرد ودر هر شماره از اين روزنامه وى يك مقاله مىنوشت در خصوص أوضاع ممالك اسلامى . مقاله شماره أول راجع به خرابى أوضاع إيران بود ودر شماره 2 مؤرخ غرّه شعبان ، صورت مكتوبى را كه خود سيد خطاب به همه علماى بزرگ إيران ، با اسم آنها نوشته وآنها را به خلع « ناصر الدين شاه » تحريك كرده بود ، نشر كرد . دولت انگليس به وسائل عجيبى براي تعطيل اين جريده متوسل شد وبالآخرة وزارت خارجه انگليس ، به آن مطبعه كه حروفات عربى داشت وآن جريده را چاپ مىكرد ( در يك قصبه‌اى در حوالي لندن ) گفت كه اگر روزنامه « ضياء الخافقين » مداوت كند ، دولت انگليس سفارش‌هاى خود را كه مبلغ كلى در سال مىشد ، از آن مطبعه قطع خواهد كرد وبه چاپخانه ديگر خواهد داد . با اين تهديد روزنامه خوابيد . . . » . . . . البتة علاوة بر تعطيل نشريه ، سلطان عثمانى هم به درخواست ناصر الدين شاه ، با نيرنگ‌هاى ديگرى سيدجمال الدين را از لندن به إسلامبول دعوت نمود وبا يادآورى ضرورت حضور سيد در إسلامبول ، براي ايجاد وحدت بين مسلمانان ، أو را به اين « قفس زرين » كشيد . . . كه به چگونگى آن در مقاله‌اى ديگر ، همراه اسناد بايد پرداخت .