سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين
12
ضياء الخافقين
معارف إسلامبول در دوران وزارت « صفوت پاشا » بودم ودر آنجا قيد شدهكه من « افغانى » هستم ! . . . هدايت پاشا ، گزارش تحقيق را به إسلامبول فرستاد . در اين موقع ، سيد كه از خستگى وآسيبهاى دوران تحصّن در حضرت عبد العظيم ، ورنج سفر دردناك راه تهران وقم تا بغداد وبصره بيرون آمده بود ، از « متصرف » اجازه خواست كه به شبه جزيره عربستان سفر كند ، اما تحصيل اجازه چون ميسر نشد ، سيد پيش بيني خطر كرده ، درخواست سفر به اروپا نمود واين بار با سفر أو موافقت شد وسيد بىرنگ از بندر بصره خارج ورهسپار اروپا گرديد . . . اما ديرى نگذشت كه از إسلامبول دستور تلگرافى براي جلوگيرى از حركت سيد واعاده أو به بغداد ، براي متصرف رسيد ، ولى سيد ديگر درون كشتى از دسترس مأمورين عثمانى دور ودر أمان بود ! . . . ودر واقع اين سرآغاز مبارزهاى بىامان ، عليه رژيم استبدادي شاه إيران بود . ! مرحوم أستاذ سيد محمد محيط طباطبائى ، چگونگى فعاليتهاى سيد را در اين سفر اجبارى ، كه از جمله نشر مجله « ضياء الخافقين » در لندن بود ، شرح مىدهد كه ما به مناسبت نشر دورهء كامل اين مجله با بهرهگيرى از تحقيق أستاذ محيط طباطبائى واستفاده از اسناد ومدارك جديد ، به شرح چگونگى آن مىپردازيم : . . . سيد مستقيماً به لندن رفت وهمين كه بدان جا رسيد ، به تحرير مقالات وايراد خطابه ونشر أوراق چاپى بر ضد ناصر الدين شاه مشغول شد . سيدجمال الدين نامهاى به ملكه ويكتوريا نوشت وأو را از جانبدارى سياست مستبدانه ناصر الدين شاه بر حذر داشت . از قرار معلوم در آغاز ورود به لندن ، بر « ميرزا ملكم خان » سفير معزول إيران در انگليس وارد شده بود وأو را در نشر منظم جريده « قانون » كمك مىكرد . روزنامه قانون مقالاتى دارد كه گرچه انشاء فارسي آنها ريختهء كلك « ملكم » بود ، ولى معاني وأفكار همه زادهء فكر سيدجمال الدين است .