احمد على بابائى

89

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

رشك بردن گر رشك برى خوى حسودان دارى * در تن خوره‌اى فكنده و بيمارى بر لطف خداوند شود دشمنيت * هم يارى موافق بر خود نگذارى حد الصديق من سقم المودة ، ( إلخ ) رشك بردن از نادرستى و بد طريقتى بر ياران باشد ، زيرا ياران يك رنگ و يك دل از هم رشك نبرده و خواهان موفقيت يك ديگر باشند و كسى كه از ديگرى رشك ببرد بخيل و حسود است و حسودان را خداوند عذابى سخت خواهد داد و در آن سراى به آتش دوزخ گرفتار گردد و تو اى مؤمن بدان كه پارسايان و خردمندان دورى جويند از رشك بردن كه مى دانند بر اثر رشك بردن انسان حسود گشته و خوى حسادت و كينه كه منجر بدشمنى و از دشمنى بظلم و تعدى خواهد شد از رگه‌هاى رشك سرچشمه مى گيرد كه نابود گرداند حسود را چنان كه بر اثر حسادت خود را فراموش مىكند و از كار باز مانده به - بيچارگى و نيستى سقوط خواهد كرد . پس : رشك بردن خوى حسادت است كه به صورت رشك نمايان گردد و چون خوره‌اى بر تن خود افكنده است و بر لطف خداوند كه شامل حال ديگرى گشته دشمن شده و يار و رفيقى يك رنگ بر حسود نماند و نيز خداوند بر او خشم آورد و روزى از او بريده خواهد شد .