احمد على بابائى
63
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
دانايى عقل است نگهبان وجودت همه حال * معلوم شود عقل و خرد از اعمال گفتار كم و سخن بجا بى اشكال * زان عقل بود رسيده بر حد كمال اذا تم العقل نقص الكلام ( إلخ ) چون خرد و دانايى به حد كمال رسد از گفتار بكاهد ، كه عقل نگهبان وجود باشد و هر عضوى در تسلط عقل و زبان بى جا رهانيده نگردد مگر به فرمان عقل چنان كه يكى از نشانههاى دانايى و عقل كمال آنست كه از گفتار كاسته گردد و عمل در هر گفتهاى حتمى و امكان پذير بوده باشد كه بدون اشكال به هدف رسيدن گفتار و اثبات آن است و چون گفتهاى به اثبات نرسد و زبان بيهوده سخن براند پس عقل حافظ آن زبان نبوده و ناقص است و كنترل تمام وجود را نتواند به عهده گرفته و تحمل نمايد و زبان او بيهوده سخن رانده است و خردمند و عاقل را مى توان در بيشتر مواقع از زبان او شناخت و چون كم گفت و درست او عاقل و خردمند و با تجربه خواهد بود . پس عقل حافظ و نگهبان وجود مى باشد كه در همه حال از اعمال هويدا گردد و راى درست و گفتار كم و سخن بجا و بدون اشكال بعدى از عقلى باشد كه به حد كمال خود رسيده است و خردمندان هميشه چند شنوند و يك گويند كه نشانه خرد و دانايى آنان مى باشد .