احمد على بابائى

64

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

وقت اين وقت گرانمايه كه از دست دهى * كز عمر فنا سازى و بر هيچ نهى چون وقت تلف كنى به اندوه شوى * كافسوس گذشت عمر و از مايه تهى اضاعة الفرصة غصة ( إلخ ) چون فرصت از دست دهى به اندوه گرايى كه در وقت مناسب به آن نرسيدى و در تعب باشى و از عمرت كاسته گردد . چون كسانى كه فرصت را غنيمت نمى شمارند و بى حساب وقت را تلف گردانند ، همانا گذشت عمرى از آنها باشد كه از دست رفته ولى حاصلى نداشته و بى ثمر باشد و نيز تلف نمودن وقت بيحاصل از عمر كاسته گشته و موجب آن شود كه بغصه پيوندگشتن و چون در غصه و اندوه شوند آنان كه تلف كنند وقت را و پشيمان شدن زيانى است جبران ناپذير كه عمر رفته باز نگردد و خوشا به حال آن كسى كه عمر رفته و وقت گذشته را بى مورد تباه نگرداند و از آن حد اكثر استفاده را نمايد تا موفق گردد و پيروزمندان هميشه وقت را پربها دانسته و بى مورد تلف ننموده‌اند . پس : وقت گرانمايه را از دست مده بى مورد كه از عمرت فنا سازى و بر هيچ گذرانى ، چنان كه اگر تلف گردد همانا اندوه ببار آورد كه افسوس گذشت عمر و بدون شمار و بيحاصل بر تو ماند و ندامت در آن بيسود و پر زيان و جبران ناپذير باشد .