احمد على بابائى

34

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

دوست خوب بر دوست يكرنگ سه خصلت باشد * يار تو ز جان بروز ذلت باشد از اوست دفاع گر شود غيبت تو * ذكر تو نكو بمرك و علت باشد و يكون الصديق صديقا ( إلخ ) رفيق و دوست در واقع دوست نباشند مگر آنكه در سه وقت خصلت هاى نيك دوست يكرنگ و خوب است و در اين سه وقت رعايت كند دوستى و برادرى خويش را ، اول آنكه در رنج و گرفتاريت چنان گذشت داشته باشد كه حتى از جان خود نيز دريق ننمايد چه رسد بر ثروتش ، دوم آنكه در قفايت سخنى ناشايست را از تو دور گرداند چون ارتباط بر تو داشته و دوست خوب خواهان نباشد كسى از دوست خود غيبت نمايد ، سوم آنكه در مريضى و وفات تو ذكر خيرش باشد و به دعا يادت كند و چون اين سه خصلت در دوستى از دوستانتان بود اوست در واقع دوست خوب و يكرنگ و وفا كند به عهد دوستى خويش و چنين دوستى بهتر است از برادر و پدر . پس : بر دوستان يكرنگ سه خصلت است ، كه اول يار و مددكار تو در روز خوارى و ذلت و رنج باشد و حتى هستى نهد ، در مرحله دوم از دل و جان دفاع كند اگر در غيبت تو از تو بدگوئى و ناسپاسى شود و نيز نيكى تو را گويا شوند در هر مكان و بذكر خيرت در مرگ و مصيبت و مريضى باشند .