احمد على بابائى

33

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

گذشت بخشش چو بر انتقام بودن نيكوست * كان عفو كننده را توان و نيروست بر آنكه گذشتش نبود نيست توان * از ضعف حسد بباطنش خصم و عدوست اولى الناس بالعفو اقدرهم على العقوبه ، ( إلخ ) شايسته‌ترين مردم به بخشودن و عفو تواناترين ايشان است ، و گذشت نشانه پيروزيست و شايسته‌تر است تا به كيفر رسانيدن ، چنان كه عفو نشانه قدرت است و ناتوانان را عفو و گذشتى نيست و قدرت جوانمردان در عفو است ، همان است كه زمانى گذشت كنند و قدرت خويش را بروز نمايند و ناتوان نمى تواند گذشت نمايد زيرا در وجودش قدرتى نيست قدرتى كه از پاكان و جوانمردان سر زند و چون از براى پيروزى راه انتقام را پيشه گرفته است خود را نمانانده كه بخيل است و قدرت ديگران را از روى حسد مى نگرد و خود درمانده است و كينه‌جو ، همان كينه‌اى كه از براى انتقام در دلش راه يافته و چنين كسان را پاكدل نتوان خواند و در نزد خداوند مسئول مى باشند و شرمنده شوند در روز جزا از آنكه كينه توز بوده‌اند . پس : بخشيدن و عفو نمودن بر انتقام بودن بهتر است چنان كه عفو كننده را توان و نيروى بخشش باشد و آنكه گذشت ندارد نيروى گذشت در او نيست و گر نه بتحمل هم كه مى شد گذشت مى كرد و از كينه جويى و بخالت كه در وجودش رخنه كرده است دورى مى جست .