احمد على بابائى
32
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
قلب پرهيزگار از اهل جهان است به ظاهر نيكو * در پرده نگه به آخرت دارد رو چون ترس وى از خدا و از روز جزاست * زين روست كه در جهان فقط ظاهر او كانوا قوما من اهل الدنيا . . . « إلخ » هستند عدهاى از اهل دنيا كه اين عده به دو دستهاند ، آن دسته از پارسايان و نيكوكارانى كه ظاهرا اهل دنيا بوده و در باطن از اهل آن نيستند بدان معنى كه در دنيا بوده و دل بر آن نبستهاند چنان كه انديشه و رأى خويش را به آخرت راهى داده و به ياد آن سراى هميشگى و ابدى مى باشند ، و مى ترسند از عذاب الهى در روز جزا و دورى ميكنند از شر ، و خود را به مكافات عمل ناشايست نزديك نگردانند ، گر چه با اهل زمان در جوشند و جسم خويش را اجتماعى نموده اما جان آنها هميشه به ياد آخرت در پرهيز است و خود را از كارهاى زشت و ناپسند برى داشته كه ميداند خداوند بزرگ آنها را از لغزش باز داشته و دور از اعمال شيطانى مى نمايد و آتش دوزخ را از آنها بدور گرداند . پس : نيكو و پارسا به ظاهر از اهل و مردمان جهان است ، كه در باطن خواهان آن نباشند و بترسند از جزايى كه خداوند متعال در روز رستخيز بر خطاكاران شايسته دانسته است و همين سبب گردد كه فقط ظاهرا اهل زمانه باشند و دل و روح آنها هميشه به ياد آخرت بوده و بستايش خداوند بزرگ مشغول باشند و پرهيز نمايند از خطاها و شر و ظلم زشتى .