احمد على بابائى
13
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
هوى نفس بى تابى مكن به آنچه بايد ترسى * چون خواستههاى نفس باشد هوسى اميال همان نيازمندى باشد * نارفته پى هوس غنى گشت بسى اشرف الغنى ، ترك المنى ، ( إلخ ) بالاترين بى نيازى و برترين توانگرى آن است كه هيچ نبايد بدنبال آرزو و اميال دست نيافتنى رفت زيرا از آرزو نيازمندى و خواستن بوجود مى آيد و خواستن بدون ارادهء خداوند سر پيچى از فرمان الهى بوده و موجب خشم خداوند گردد و نيز خواستن نداشتن است ، پس فقير است آنكه خواستههايش بيش از حد باشد و همانا آنچه دارد نمى تواند از آن بهره برد و هميشه چون مستمندان بدنبال اميال خويش چه از مال دنيا و چه از مقام و چه از شهوات هيچ وقت نمى تواند بهدف خويش برسد و توقعات پايان پذير نيست مگر آنكه مرگ سر رسد و بخواستههاى نفسانى پايان بخشد . پس : بى تابى كردن بر آنچه كه بايد نرسيد بيهوده است و خواستههاى نفس اماره چون هوسى بيش نيست و كسانى كه آرزوهاى دور و دراز و دست نيافتنى دارند نيازمنداند و محتاج ، و آنان كه بدنبال خواستهها و آرزوهاى نفس نمى روند بى نيازند و غنى تر از آنها هرگز كسى نتواند بود .