سيد علي اكبر قرشي
1112
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
سمواتك و كيف مددت على مور الماء ارضك » خ 160 225 ، چطور بر افراشتهاى عرشت را ، چطور آفريدهاى مخلوقت را ، چطور آويختهاى در هوا آسمانهايت را و چطور گستردهاى بر موج آب ( مذاب ) زمينت را . هيئة : حالت شى ء ، كيفيّت و شكل و صورت شى ء ، « تهيهّ » : آماده كردن ، دربارهء پرهاى طاووس فرموده : « فينحتّ من قصبه انحتات اوراق الاغصان ثم يتلاحق ناميا حتّى يعود كهيئته قبل سقوطه » خ 165 238 گاهى پرهايش مانند برگ شاخههاى درخت مى ريزد و بعد به هم متصل مى رويد و مانند كيفيّت پيش از ريختن مىشود . هيب : و هيبت و مهابت : ترسيدن ، پرهيز كردن و بر حذر بودن : « هابه هيبا : خافه و اتقّاه و حذر » مواردى از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرمايد : « اذا هبت امرا فقع فيه فانّ شدّة توقيهّ اعظم ممّا تخاف منه » حكمت 175 ، اگر از كارى ترسيدى ، در آن وارد شو ، چون سختى خود نگهدارى از آن از وارد شدنش بيشتر است ، انسان گاهى از كارى مى ترسد و بعد از انجام دادن و يا در حين انجام ، ميبيند كه چيزى نيست . و نيز فرمايد : بكثرة الصمت تكون الهيبة و بالنصفة يكثر المواصلون » حكمت 224 ، منظور از هيبة در اينجا عظمت و بزرگوارى است كه مردم از آن حساب مى برند . كثرت سكوت هيبت مى آورد و انصاف دوستان را زياد مىكند « مهيب الجانب » نامهء 61 ، كسى كه ملاقات او هيبت و ترس آور است . هيج : تحرّك اضطراب برخاستن مثل برخاستن غبار ، مواردى از آن در « نهج » آمده است : « و ان هاج به الطمع اهلكه الحرص » حكمت 108 ، اگر طمع بر او حمله كند ، حرص به مال هلاكش گرداند ، به لشكريان توصيه مى فرمود : « و لا تهيّجوا النساء باذى » نامهء 14 373 ، زنان را با اذيت تهييج و مضطرب نكنيد « هياج الماء » خ 91 بالا آمدن و هيجان آب . هيجا : جنگ . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، به معاويه مى نويسد : « لبثّ قليلا يلحق الهيجا حمل » نامهء 28 389 ، حمل ( مثل شرف ) نام مردى است كه در « لبث » گذشت يعنى كمى صبر كن تا حمل بن بدر به جنگ آيد . هيع : منبسط و گسترده شدن در روى زمين ، مهيع ( مثل منصب ) راه