سيد علي اكبر قرشي

1113

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

واضح و آشكار ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « فاتّقوا البدع و الزموا المهيع » خ 145 202 ، از بدعتها بپرهيزيد و ملازم راه روشن باشيد . هيمن : مهيمن : مراقب و حافظ گويند : « هيمن على كذا : صار رقيبا عليه » آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، به اهل مصر مى نويسد : « فانّ الله بعث محمدا صلى الله عليه و آله نذيرا للعالمين و مهيمنا على المرسلين » نامهء 62 451 ، گويا منظور از آن در اينجا « مصدّق » است يعنى خدا آن حضرت را تصديق كنندهء پيامبران فرستاد ، بعضى از شرّاح آن را شاهد معنى كرده‌اند يعنى حضرت در قيامت شاهد پيامبران خواهد بود . هينم : هينمه : صداى آهسته . هينوم : صدائيكه فهميده نمى شود ، آن فقط دو بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با غسل حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرموده : « و لقد وليّت غسله صلى الله عليه و آله و الملائكة اعوانى فضجّت الدار و الافنية ملاء يهبط و ملاء يعرج ، و ما فارقت سمعى هينمة منهم يصلّون عليه » خ 197 311 ، غسل آن حضرت را آغاز كردم ، خانه و اطراف آن از كثرت ملائكه به ضجهّ آمد ، گروهى مى آمدند و گروهى بالا مى رفتند ، گوشم از صداى آرام آنها نياسود ، كه بر آن حضرت نماز مى خواندند و صلوات مى گفتند « الاصوات المهينمة » خ 83 صداهاى آرام . هيم : هيام : عطش و تشنگى : « هام هياما : عطش » و گويند عطشى كه سيراب شدن ندارد و نيز به معنى رفتن بدون مقصد است ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « و هم ازمّة الحقّ و اعلام الدين و السنة الصدق فانزلوهم باحسن منازل القرآن و ردوهم ورود الهيم العطاش » خ 87 120 ، آنها زمام حق و پيشوايان دين و زيانهاى گوياى راستى هستند ، پس آنها را به بهترين منازل قرآن نازل كنيد ، و به سوى آنها آييد مانند ورود شتران تشنه به آبشخور « هيم » جمع « اهيم » و آن شترى است كه درد تشنگى دارد و سيراب نمى شود ، در دعاى باران فرموده : « اللّهم قد انصاحت جبالنا و اغبّرت ارضنا و هامت دوابّنا » خ 115 171 خدايا كوههاى ما خشكيد ، و زمين ما غبار آلود و تيره رنگ