سيد علي اكبر قرشي

972

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ممرّ : مصدر است به معنى مرور و رفتن . چنان كه فرموده : « الدنيا دار ممر لا دار مقّر » حكمت 133 مرس : ممارست به معنى شروع كردن . ادامهء كار ، شوخى و نحو آن است ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، اول دربارهء خودش فرموده : قريش گفتند : پسر ابى طالب مردى شجاع است ولى فنون جنگ را دارا نيست : « لله ابوهم و هل احد منهم اشدّ لها مراسا منى . . . لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين » خ 27 71 « مراس » به معنى ممارست و ادامهء كار است يعنى : خدا پدرشان را بيامرزد آيا كسى از آنها بيشتر از من مشغول جهاد بوده ، من هنوز بيست سالم نشده بود كه به جهاد قيام كردم . دوم دربارهء عمرو بن عاص كه حضرت را به لهو و لعب نسبت مى داد فرمود : « عجبا لابن النابغة يزعم لاهل الشام انّ فىّ دعابة و انّى امرء تلعابة اعافس و امارس لقد قال باطلا و نطق آثما . . . اما و الله ليمنعنى من اللعب ذكر الموت » خ 84 115 ، تعجب از پسر زن زناكار كه به اهل شام مى گويد : كه من اهل شوخى و مزاحم و من بسيار اهل لعب هستم ، با مردم مزاح مى كنم و شوخى و بذله گوئى مى نمايم ، باطل گفته و گناهكار شده ، به خدا قسم ياد مرگ مرا از لعب و شوخى مانع است . دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « و جعل امراس الاسلام متينة و عرى الايمان وثيقة » خ 185 270 « مرس » مثل شرف جمع « مرسه » ( مثل عرفه ) به معنى ريسمان است ، امراس جمع الجمع است يعنى : آن حضرت ريسمانهاى اسلام را محكم و دستگيره‌هاى ايمان را استوار فرمود . مرض : بيمارى . يازده مورد از آن در « نهج » آمده است : چنان كه فرموده : « الا و انّ من البلاء الفاقة و اشدّ من الفاقة مرض البدن و اشدّ من مرض البدن مرض القلب » حكمت 388 ممرضّ به صيغهء فاعل از باب تفعيل به معنى پرستار است و كسى كه از مريض محافظت مىكند ، دربارهء انسان مشرف به مرگ فرموده : « و ذهل ممرضهّ . . . و خرسوا عن جواب السائلين عنه » خ 221 341 ، پرستارش از او غفلت كرد و خانواده‌اش از جواب احوال پرسان ، لال گشتند .