سيد علي اكبر قرشي
960
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
مى شوند و بر نمى گردند و اگر كسانى نجات يافتند ديگر به آن جنگ روى نمى آورند . در خ 137 195 دربارهء طلحه و زبير و شكستن بيعت فرموده : « و ايم الله لافطرنّ لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه برىّ و لا يعبّون بعده فى حسى » معنى اين كلام در « حسى » گذشت . دربارهء آدم غافل و جاهل فرموده : « خبط سادرا ماتحا فى غرب هواه كادحا سعيا لدنياه » خ 83 113 ، قدم برداشت ( و زندگى كرد ) در حيرت ، آب كشنده در دلو بزرگ هواى نفسش ، زحمت كشنده دربارهء دنيا . دربارهء اسلام فرموده است : « و سقى من عطش من حياضه و اتأق الحياض بمواتحه » آب داد عطشان را از حوضهايشان و پر كرد حوضها را براى آب بردارندگانش ، منظور كسانى است كه از حوض آب برمى دارند . دربارهء قرآن مجيد فرموده : « و بحر لا ينزفه المستنزفون و عيون لا ينصبها الماتحون » خ 198 315 دريائى است كه تمام نتواند كرد آب آن را تمام كنندگان و چشمهسارهائى است كه آب گيرندگان آن را ناقص نتوانند نمود . متع : راغب در مفردات گويد : متوع به معنى امتداد و ارتفاع است گويند : « متع النهار و متع النبات » يعنى روز بلند شد و علف بلند گرديد ، متاع به معنى انتفاع ممتّد الوقت است گويند : « متعّه الله بكذا و امتعه و تمتّع به » و نيز آنچه در خانه از آن استفاده كنند متاع گويند ، طبرسى گويد : هر چه از آن لذّت بردى متاع است . مواردى از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « يا ايّها الناس متاع الدنيا حطام موبى ء فتجنّبوا مرعاه » حكمت 367 مردم متاع لذت هيزم وبادار و مهلك است از چراگاه آن اجتناب كنيد تشبيه عجيبى است ، در جواب خوارج دربارهء حكومت ظالم فرموده : « و امّا الامرة الفاجرة فيتمتّع فيها الشقّى الى ان تنقطع مدتّه و تدركه منيتّه » خ 40 83 ، ا مّا حكومت ظالم ، آدم شقى در آن لذت مى برد تا مدتش تمام شود و مرگش او را دريابد . متن : متانت : صلابت و سختى و قوت . متن هر چيز قسمت ظاهر و آشكار آن است : « المتن من كلّ شى ء : ما ظهر منه » گويند : « نزلوا فى متن الارض » هشت