سيد علي اكبر قرشي

933

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

آنگاه كه شنيد ابو موساى اشعرى مردم را از آمدن به يارى آن حضرت باز مى دارد به وى نوشت : « فان كرهت فتنّخ الى غير رحب و لا فى نجاة . . . و الله انهّ لحقّ مع محقّ و ما ابالى ما صنع الملحدون و السلام » نامهء 63 453 ، اگر كار مرا خوش ندارى از كار من كناره‌گير بى هيچ سپاس يا نجاتى به خدا قسم كه اين جنگ به حق است و به فرمان كسى است كه حق با اوست و ما را باكى از ملحدان ( منحرفان ) نيست و السلام . « و القبور اللاطئة الملحدة » خ 226 قبرهاى به زمين چسبيده و كنده شده يا لحددار . لحظ : ( مثل عقل ) و لحظان ( مثل جريان ) : مراقبت و زير نظر گرفتن و نيز نگاه كردن به گوشهء چشم ( نيم نگاه ) گويند : « لاحظه : راقبه » مواردى از آن در « نهج » آمده است : « فلاحظوا الاجل » خ 114 يعنى مراقب اجل خود باشيد ، به يارانش فرموده : « قد دارستكم الكتاب و فاتحتكم الحجاج . . . لو كان الاعمى يلحظ او النائم يستيقظ » خ 180 259 كتاب را به شما درس دادم ، راه احتجاج براى شما باز كردم اى كاش نابينا با گوشهء چشم مى ديد يا خوابيده بيدار مى شد . به يارانش در صفين فرمود : « قلقلوا السيوف فى اغمادها قبل سلّها و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر » خ 66 97 « خزر » ( مثل عقل ) نگاه كردن « شزر » نيزه زن به طرف راست و چپ دشمن ، يعنى شمشيرها را قبل از كشيدن در غلافها حركت دهيد ، نگاه را از گوشهء چشم بكنيد ( كه علامت غضب است ) و از راست و چپ دشمن با نيزه بزنيد ( تا خود را گم كنند ) به محمد بن ابى بكر مى نويسد : « و آس بينهم فى اللحظة و النظرة » نامهء 27 383 در نيم نگاه و يا نگاه معمولى بسيار مساوات برقرار كن ، دربارهء بعضى از اشخاص فرموده : « و يكاد اصلبهم عودا تنكؤه اللحظة و تستحيله الكلمة » حكمت 343 ، نزديك است كه محكمترين آنها را نيم نگاهى بيازارد و يا كلمه‌اى او را متحول و عوض كند . و نيز فرمايد : « اللهم اغفر لى رمزات الالحاظ و سقطات الالفاظ » خ 78 104 خدايا بر من ببخشاى اشاره‌هاى نيم نگاهها را و اشتباهات الفاظ را « ملاحظ المنيّة » خ