سيد علي اكبر قرشي

913

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

از « قليل » . كمش : ( مثل شرف ) سرعت در رفتن و مانند آن : « كمش كمشا : كان سريعا ماضيا » تكميش : شدّت در راندن و به عجله واداشتن . از اين ماده دو مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء اهل تقوى فرموده : « و قدّم ذاد العاجلة سعيدا و بادر من وجل و اكمش فى مهل و رغب فى طلب و ذهب عن هرب » خ 83 112 ، يعنى توشهء قيامت را با خوشبختى پيش انداخته و مبادرت به عمل كرده از روى خوف از قيامت سرعت در رفتن راه خدا نموده در مهلت زندگى رغبت كرده و در طلب آنچه لازم است و برگشته از آنچه فرار از آن واجب است . و در حكمت 210 فرموده : « اتقوا الله تقيّة من شمّر تجريدا و جدّ تشميرا و كمّش فى مهل و بادر عن وجل » بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه دامن بالا زده به طور كامل ، و جدّى شده به طور عالى و تلاش كرده در سوق نفس به طرف خدا با دقت يا در مهلت دنيا و مبادرت به عمل كرده از روى خوف . كمل : كمال و كمول : به معنى تمام است در صحاح و قاموس گويد : « الكمال : التمام » مىشود گفت : كمال وصفى است بالاتر از تمام ، مثلا تمام انسان آن است اعضايش ناقص نباشد ولى كمال آن است كه به بعضى صفات حميده را نيز دارا باشد ، به هر حال موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است ، « اكمال » به كمال رساندن . دربارهء قرآن فرموده : « اتمّ نوره و اكمل به دينه » خ 183 265 . كميل : كميل بن زياد نخعى از اعاظم و خواص اصحاب على عليه السلام است و دعاى مشهور كميل از اوست ، بعد از شهادت امير المؤمنين صلوات الله عليه حجّاج بن يوسف عليه لعائن الله در طلب كميل بود ، چون او را نيافت حقوق اقوام او را قطع كرد . كميل بعد از شنيدن اين مطلب گفت : من پيرمردى بيش نيستم نبايد سبب قطع حقوق اقوام خود به شوم لذا آمده و خود را تسليم حجّاج كرد ، حجّاج چون او را ديد گفت : در طلب تو بودم كميل فرمود : دندانهايت را براى من به صدا در نيار و تهديدم نكن از عمر من چيزى باقى نمانده ، آنچه مى توانى بكن . وعدهء انتقام نزد خداست ، بعد از قتل من انتقام خدا بر توست ، امير المؤمنين عليه السلام