سيد علي اكبر قرشي
602
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
اسرار رسول خدا « ص » بودن است . درباره خوارج فرموده : « و الزموا السواد الاعظم فان يد الله مع الجماعة و ايّاكم و الفرقة فان الشاذّ من الناس للشيطان كما انّ الشاذّ من الغنم للذئب الا من دعا الى هذا الشعار فاقتلوه و لو كان تحت عما متى هذه » خ 127 185 منظور از « اين اشعار » شايد شعار خوارج باشد كه مى گفتند : « لا حكم الّا اللّه » چنان كه محمد عبده نقل كرده است ، به قولى منظور استبداد به رأى و كنار شدن از جماعت مسلمين است چنان كه ابن ميثم اختيار كرده و محمد عبده نقل نموده است در اين صورت آن اشاره است به « اياكم و الفرقة » ابن ابى الحديد گويد : اشاره است به شعار خوارج و آن اين بود كه وسط سر خود را مى تراشيدند و موهاى پائين مانند دائره در سرشان مى ماند ، ولى اين گفته بعيد است « و لو كان تحت عمامتى » اشاره به قرب است يعنى : هر چند كه نزديكترين شخص به من باشد . « شعير » جو ، واحد آن « شعيره » است در وصف حضرت داود عليه السلام فرموده : « يأكل خبز الشعير » خ 160 و در وصف خويش فرموده : به خدا قسم اگر هفت اقليم را به من دهند با آنچه زير آسمان آنهاست پوست جوى را از دهان مورچهاى بگيرم نخواهم گرفت : « اسلبها جلب شعيرة » خ 224 347 كه در « جلب » گذشت . « مشاعره العظام » خ 192 مناسك حجّ است ، « شعر » به معنى مشهور آن در « نهج » نيامده است . شعاع : - به ضمّ اوّل - نور آفتاب و نيز مطلق نور و روشنى است دو مورد از آن در « نهج » آمده است در وصف قرآن مجيد فرموده : « ثم انزل عليه الكتاب . . . شعاعا لا يظلم ضؤه » خ 198 315 خدا براى رسولش كتابى فرستاد نوريكه روشائيش تاريك نمى شود . « شعاع » - به فتح اول - به معنى متفرق و پراكنده است آنگاه كه كميل بن زياد را دربارهء عدم جلوگيرى از دشمن ملامت كرد چنين نوشت : « انّ تعاطيك الغارة على اهل قرقيسيا و تعطيلك مسالحك . . . لرأى شعاع فقد صرت جسرا لمن اراد الغارة » نامهء 61 450 ، امكان دادن شبيخون بر اهل قرقيسيا و اينكه سرحدات را تعطيل كردهاى رأى متفرق و به دور از صواب است ، بر اهل شبيخون از دشمنان پل