سيد علي اكبر قرشي
897
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
الكدر و تأكلون الجشب » خ 26 68 آب آلوده و طعام گلو آزار مى خوريد ، دربارهء مرگ فرموده : « و مكدّر شهواتكم » خ 230 351 مرگ آلوده كنندهء شهوات شماست . كدم : ( مثل عقل ) به دندان گزيدن ( گاز گرفتن ) تكادم بين الاثنين است ، آن فقط دو بار در « نهج » آمده است ، دربارهء بعضى از فتنههاى بعد از خود فرموده : « من اشرف لها قصمته و من سعى فيها حطمته يتكادمون فيها تكادم الحمر فى العانة » خ 151 210 هر كس بر آن فتنه مشرف شود او را ميشكند و هر كس در آن سعى كند خرد مى نمايد در آن فتنه مردم يكديگر را مى خايند مانند خران وحشى كه در كلهّ و رمه جمع شوند « عانه » كلهّء خران وحشى . كدى : حبس كردن مانع شدن « كداه كديا : حبسه » اكداء : بخل كردن . سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 367 فرموده : « و انّما ينظر المؤمن الى الدنيا به عين الاعتبار . . . ان قيل اثرى قيل اكدى » كديه در اينجا ظاهرا به معنى فقر است ، يعنى اگر گفته شود ثروتمند شد بعد گفته مىشود كه فقير گرديد . و نيز فرموده : « الحمد لله الذى لا يفره المنع و الجمود و لا يكديه الاعطاء و الجود » خ 91 124 حمد خداى را كه بخل و اشدّ بخل بر او نمى افزايد و عطا وجود او را فقير نمى كند « يفر » از وفور و فراوانى است . كذب : ( مثل وزر و كتف ) دروغ گفتن چنان كه در قاموس و صحاج گفته است ولى وزن اوّل در قرآن مصدر و وزن دوم اسم مصدر آمده است « كذبه » براى دفعه است « اكاذيب » دروغها . و آن جمع اكذوبه به معنى دروغ است به معاويه مى نويسد : « فقد سلكت مدارج اسلافك بادّعائك الاباطيل و اقتحامك غرور المين و الاكاذيب » نامه 65 456 حقا كه داخل راههاى گذشتگانت شدى با ادعاى باطلها و با وارد شدنت به فريبهاى دروغ و اكاذيب « كواذب الامال » خ 113 جمع كاذبه است . كرب : ( مثل عقل ) اندوه شديد . راغب و جوهرى قيد شدّت را افزودهاند ولى قاموس حزن مسلّط بر نفس گفته است ، شش مورد از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « من كفّارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفيس عن المكروب »