سيد علي اكبر قرشي
898
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حكمت 24 از كفاّرههاى گناهان بزرگ پناه دادن به شخص لاعلاج و گشودن غم از شخص اندوهناك است . كرث : ( مثل عقل ) شدت اندوه گويند : « كرثه الغمّ كرثا : اشتدّ عليه » كارثه : حادثهء شديد اندوهبار ، دو مورد از آن در كلام حضرت آمده است ، دربارهء آدم محبوب خدا فرموده : « انّ افضل الناس عند الله من كان العمل بالحق احبّ اليه - و ان نقصه و كرثه - من الباطل » خ 125 183 ، افضل مردم در نزد خدا كسى است كه عمل به حق پيش او از باطل محبوبتر باشد ، هرچند حق او را ناقص كند و اندوهگين نمايد و نيز دربارهء وقت مردن فرموده : « و المرء فى سكرة ملهثة و غمرة كارثة و انّة موجعة » خ 83 113 ، آن وقت انسان در يك بيهوشى ناراحت كننده و اغماء شديد و ناله و انين دردآور است . كرر : كرهّ : رجوع و برگشتن . و برگشت دادن ، تكرير و تكرار ، برگشت دادن بعد از برگشت دادن - مواردى از آن در « نهج » به كار رفته است ، دربارهء بنى اميهّ فرموده : « فاقسم ثمّ اقسم لتنخمنّها اميّة من بعدى كما تلفظ النخامة ثم لا تذوقها و لا تطعم بطعمها ابدا ما كرّ الجديدان » خ 158 224 ، سوگند مى خورم سپس سوگند ميخورم بنى اميهّ بعد از من ، اين خلافت را از خود كنار اندازد ( از دست آنها مى رود ) چنان كه خلط سينه بيرون انداخته شود ، سپس تا شب و روز در گردش است مزهء آن را ابدا نمى چشند . در مقام موعظه فرموده : « اتقّوا الله تقيّة من . . . نظر فى كرّة الموئل و عاقبته المصدر » حكمت 210 ، بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه نگاه كرده به آمدن انتهاء و عاقبت عمل ، « كرهّ » برگشتن و آمدن قيامت است « الافول و الكرور » خ 163 غائب شدن و برگشتن . كرسى : تخت . سرير . راغب گويد : كرسىّ در تعارف عامه اسم چيزى است كه مردم بر آن مى نشينند و در قاموس و اقرب آن را سرير معنى كرده است ، بعضى كرسى را حكومت خدا معنى كردهاند ، و از روايات معلوم مىشود كه عرش و كرسىّ هر دو موجود خارجى اند و از عالم غيب مى باشند رجوع كنيد به قاموس قرآن