سيد علي اكبر قرشي
891
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
راستى ما را در يارى حق ديد بر ما نصرت فرستاد و بر دشمن ما خوارى و خذلان نازل كرد . كبد : ( مثل شرف ) سختى و رنج . ( و بر وزن كتف ) به معنى جگر سياه است . راغب گويد : آن بر وزن اوّل به معنى درد جگر و بر وزن دوم به معنى جگر است . « كبد السماء » وسط آسمان را گويند تشبيه شده به كبد انسان كه در وسط بدن است ، پنج مورد از اين ماده در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « و من كابد الامور عطب و من اقتحم اللجج غرق و من دخل مداخل السوء أتّهم » حكمت 349 مكابده خود را به رنج انداختن است : « كابده مكابدة : قاساه و تحمّل المشاقّ فى فعله » يعنى هر كس در كارها خود را به رنج انداخت هلاك شد ، و هر كس وارد درياها شد غرق گرديد و هر كس به جاهاى بدنام داخل شد متّهم گشت . « اكباد تحنّ الى القدّ - اكباد حرّى » نامهء 45 در « حنن - حرر » گذشت . ظاهرا دربارهء حضرت مهدى عليه السلام فرموده : « و تخرج له الارض من افاليذ كبدها و تلقى اليه سلما مقاليدها » خ 136 196 كه در « فلذ - قلد » گذشت . كبر : ( مثل قفل و عنب ) بزرگى قدر ، بزرگى سنّ نيز آمده است « كبرياء » عظمت و حكومت « كبر » ( مثل جسر ) بزرگى و تكبّر و خودبينى . « استكبار » آن است كه اظهار بزرگى كند با آنكه اهلش نيست « كبّار » مثل طلّاب مبالغهء كبير است « مكابره » غلبه كردن و دشمنى كردن . « كابره : غالبه و عانده » . « تكابر » داراى عظمت و بزرگى شدن . ثقل اكبر كتاب خدا و ثقل اصغر اهل بيت عليهم السلام است كه فرموده : « ا لم اعمل فيكم بالثقل الاكبر و اترك فيكم الثقل الاصغر » خ 87 120 آيا در ميان شما به قرآن عمل نكردم و آيا اهل بيت را در ميان شما نمى گذارم تكبر و استكبار امام صلوات الله عليه در بيشتر محلها ، مخصوصا در خطبهء 192 ( قاصعه ) دربارهء بيان تكبّر داد سخن در داده و شيطان را امام المتكبرين خوانده است :