سيد علي اكبر قرشي
892
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« فعدّوا الله امام المتعصبين و سلف المستكبرين » خ 192 286 استكبار و تكبّر دو گونه است ، يكى استكبار در مقابل خدا و اوامر او و تسليم نشدن به فرمانهاى خداوند نعوذ بالله ، ديگرى برتر دانستن خود از ديگران و تحقير آنها و به حساب نياوردن ديگران كه گوئى او بر تمام مردمان و بر همه چيزى برترى دارد ، اين گونه شخص خود را از همه برتر و بالاتر مىداند ، ديگران را تحقير مىكند و خود را بزرگ مى پندارد و . . . هر دو سبب بدبختى است ولى اوّلى از دومى خطرناكتر و مستوجب آتش است . كبس : پر كردن . مخفى كردن « كبس البئر » يعنى چاه را با خاك پر كرد ، از اين ماده دو مورد در « نهج » آمده است دربارهء خلقت زمين فرموده : « كبس الارض على مور امواج مستفحلة و لجج بحار زاخرة » خ 91 131 ، منظور آن است پوستهء زمين را بر روى امواج موادّ مذاب قرار داده و به وسيلهء آن امواج را پوشانيد و درياى پر از مواد مذاب را مهار كرد ، محمد عبده گويد : مناسب بود بفرمايد : « كبس بالارض مور الامواج » با زمين حركت ديوانهوار امواج را گرفت و زمين را مانند سرپوشى بر آن نهاد ، و چون زمين آلت اين كار بود آن را به شكل مفعول آورده است ، يعنى پوشانيد پوستهء زمين را بر امواج طغيان كننده و درياهاى ژرف و پر شده . دربارهء بهشت فرموده : « . . . اشجار غيبّت عروقها فى كثبان المسك على سواحل انهارها و فى تعليق كبائس اللؤلؤ الرطب فى عساليجها و افنانها . . . » خ 165 239 ، كبائس جمع كابسه به معنى خوشه است مثل خوشهء انگور . يعنى اگر فكر كنى دربارهء درختان بهشتى كه ريشههاى آنها در تپهّهاى مشك بر ساحل انهار بهشتى فرو رفته و فكر كنى در آويزان شدن خوشههاى مرواريدتر در شاخههاى نرم و مطلق شاخههاى آن . . . كبش : قوچ . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، دربارهء مروان بن حكم فرموده : « اما انّ له امرة كلعقة الكلب انفه و هو ابو الاكبش الاربعة و ستلقى الامّة منه و من ولده يوما احمر » خ 73 102 ، بدانيد براى او حكومتى است مانند ليسيدن سگ