سيد علي اكبر قرشي

817

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ابصارهم و يرمى بالتفسير فى مسامعهم » خ 150 208 با قرآن ديده‌هايشان جلاء مى يابد و تفسير آن به گوشهايشان مى رسد . فسق : فسق ( بر وزن قشر ) خروج از حق . اهل لغت گفته‌اند : « فسقت الرطبة عن قشرها » خرما از غلاف خود خارج شد فسق شرعى از همين ريشه است ، پس فسق و فسوق خروج از حق است . بدكار فاسق است كه از طاعت خدا خارج شده ، كافر فاسق است كه بالتمام از حق خارج شده است ، هفت مورد از اين كلمه در « نهج » آمده است ، دربارهء جهاد فرموده : « . . . و شنئان الفاسقين . . . و من شنى ء الفاسقين و غضب لله غضب الله له و ارضاه يوم القيامة . . . » حكمت 30 ، از شعب جهاد دشمن داشتن فاسقان است هر كه فاسقان را دشمن دارد و براى خدا به غضب آيد ، خدا براى او به خشم آيد و او را در روز قيامت راضى مىكند . فشل : ( بر وزن شرف ) ضعف . ترس . راغب ضعف توأم با ترس گفته است ، هفت مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء خود فرموده است : « فقمت بالامر حين فشلوا و تطلّعت حين تقبّعوا و نطقت حين تعتعوا و مضيت بنور الله حين وقفوا » خ 37 80 محمد عبده گويد : امام عليه السلام حالات خود را در زمان عثمان و امر به معروف خود را نقل مىكند ، يعنى به انكار منكر برخاستم آنگاه كه ديگران ضعف نشان دادند آشكار شدم آنگاه كه مخفى گشتند ( در اعزاز دين و امر به معروف قدم نهادم آنگاه كه ديگران از ترس كنار كشيدند ) و سخن گفتم آنگاه كه در حق تلجلج كردند ، و با نور خدا قدم برداشتم آنگاه كه ديگران ايستادند . به ابو موساى اشعرى دربارهء فرستادن قشون به بصره نوشت : « و اندب من معك فان حققّت فانفذ و ان تفشلّت فابعد » نامهء 63 453 ، آنهائى را كه با تواند به جهاد برخوان ، اگر حق را اخذ كرده‌اى انفاذ كن و به جاى آور و اگر مى ترسى از كار ما كنار شو . فشو : انتشار و آشكار شدن ، فقط يك مورد از آن در « نهج » يافته است چنان كه فرمايد : « الحمد لله الفاشى فى الخلق حمده و الغالب جنده و المتعالى جدهّ » خ