سيد علي اكبر قرشي
563
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
جمع آن سوارى است در وصف اهل جاهليت فرموده : « و الناس في فتن انجذم فيها حبل الدين و تزعزت سوارى اليقين » خ 2 ، 46 ، مردم در فتنههائى بودند كه در آن ريسمان دين پاره شده و ستونهاى يقين متزلزل شده بود . « آساور » جمع اسورة و آن جمع سوار به معنى دستبند است در خ 192 . سوس : سياست : تدبير امور . « ساس الوالى الرعية : تولّى امرها و دبّرها » از اين ماده چهار مورد بيشتر در « نهج » نداريم در حكمت 146 فرموده : « سوسوا ايمانكم بالصدقة و حصّنوا اموالكم بالزكاة و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء » تدبير كنيد ايمان خود را با صدقه ( كه جالب دوستى و آن سبب مزيد ايمان است ) و اموال خود را با زكات حفظ كنيد و امواج بلا را با دعا دفع نمائيد . از آن حضرت سؤال شد : عدالت بهتر است يا سخاوت فرمود : « العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها و العدل سائس عام و الجود عارض خاصّ فالعدل اشرفهما و افضلهما » حكمت 437 ، عدالت كارها را در محلهاى خود مى گذارد ولى ، بخشش آنها را از جهت خود خارج مىكند ، عدالت تدبير و اداره كننده فراگير ولى سخاوت كار بخصوصى است پس عدالت اشرف و افضل آن دو است « السائس و المسوس » نامهء 28 ، 386 « ساسة الرعية » نامهء 10 ، 370 ، « ساسة » جمع سائس است . سوط : شلّاق كه از پوست بافند ، آن در اصل به معنى آميختن است ، شلّاق را از آن ، سوط گويند كه تارهاى آن به هم آميخته است . شش مورد از آن در « نهج » آمده است ، پس از آنكه بخلافت رسيد و بيعت عمومى واقع شد ، در ضمن كلامى فرمود : « الا و انّ بليّتكم عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيّكم صلى اللّه عليه و آله . . . و لتغربلنّ غربلة و لتساطنّ سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم » خ 16 ، 57 امتحانتان برگشت مانند روزيكه خداوند پامبرتان را بر انگيخت . . . حتما غربال مىشويد غربال كامل ، و به هم آميخته مىشويد مانند آميخته شدن محتويات ديك ، تا پائينتان بالايتان و بالايتان پائينتان گردد ، اشاره به حكومت عدل است كه مى خواست بدعتهاى گذشته را از بين ببرد و حق را به حقدار بدهد .