سيد علي اكبر قرشي
528
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
يا « لج » مشروحا گذشت . اسر : شتر ( يا حيوانى ) كه به مرض سرور مبتلا شده است . خ 39 ، 82 سرار : آخر ماه : « سرار الشهر : آخر ليلة منه » و آن دو بار در « نهج » آمده است در فضيلت اهل بيت فرموده است : « بنا اهتديتم فى الظلماء و تسنّمتم ذروة العلياء و بنا افجرتم عن السرار » خ 4 ، 51 به وسيلهء ما در ظلمت هدايت شديد و به درجهء اعلى بالا رفتيد ، و به وسيلهء ما داخل فجر ( روشنى ) شديد از ظلمت و تاريكى ، منظور از « سرار » تاريكى است يعنى به وسيلهء اهل بيت ( از آن جمله است رسول خدا ) از ظلمت شرك و كفر به روشنى توحيد آمديد و در ذمّ يارانش فرموده : « هيهات ان اطلع بكم سرار العدل او اقيم اعوجاج الحق » خ 131 ، 189 ، هيهات كه به وسيله شما به ظلمتى كه بر عدل وارد شده اشراف پيدا كرده و آن را از بين ببرم ، و يا به وسيلهء شما كجى حق را راست گردانم . ( كجى كه در حق پديد آمده است ) سره : ناف . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . در وصف حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرموده : « اختاره من شجرة الانبياء و مشكاة الضياء و ذوابة العلياء و سرّة البطحاء » خ 108 ، 156 ، خدا او را از نسل پيامبران و از قنديل نورانى و از پيشانى بلند و از ناف بطحاء برگزيد ، مراد از « ذوابة العلياء » شايد اصالت خانواده باشد . سرع : سرعت : شتاب . سريع : شتابنده . مسارعه براى بين الاثنين و كثرت هر دو آمده است ، موارد زيادى از اين ماده در « نهج » ديده مىشود . در حكمت 29 فرموده : « اذا كنت فى ادبار و الموت فى اقبال ، فما اسرع الملتقى » وقتى كه تو در ادبار بوده و مرگ را در پى خود قرار دادهاى تا تو را تعقيب كند ، مرگ نيز به تو رو كرده است محل رسيدن چه زود خواهد بود . « سراع » ( مثل كتاب ) جمع سريع و سريعه است در مقام توجهّ به خدا فرموده : « و نستعينه على هذه النفوس البطاء عمّا امرت به السراع الى ما نهيت عنه » خ 114 ، 169 و مدد مى خواهم از او بر اين نفوسى كه تأخير كنندهاند از آنچه امر شدهاند ، و سرعت كنندهاند به آنچه از آن نهى شدهاند .