سيد علي اكبر قرشي
529
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
سرف : ( بر وزن شرف ) تجاوز از حدّ : « السرف : ضدّ القصد » راغب گويد : آن تجاوز از حدّ است در هر كار ، هر چند در انفاق شهرت دارد . و آن چهار بار در « نهج » آمده است ، و همه از باب افعال ، چنان كه در قرآن مجيد نيز چنين است در وصف منافقان فرموده : « ان سئلوا الحفوا و ان عذلوا كشفوا و ان حكموا اسرفوا » خ 194 ، 308 ، اگر چيزى بخواهند الحاح مى كنند و اگر ملامت نمايند ، طرف را مفتضح مى كنند و اگر حكم كنند ، ناحق حكم كنند . سرق : ( بر وزن عقل و شرف ) دزدى ، هشت مورد از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 252 فرموده : « فرض اللّه . . . مجانبة السرقة ايجابا للعفّة و ترك الزنا تحصيتا للنسب » استراق سمع : مخفيانه و دزدانه گوش دادن . و نيز به معنى دزديدن آيد . دربارهء علم خدا فرموده : « عالم السّر من ضمائر المضمرين . . . و ما ضمنته اكنان القلوب . . . و ما اصغت لاستراقه مصائخ الاسماع » خ 91 ، 134 داناست به اسراريكه رازداران پنهان مى كنند و به آنچه پناهگاههاى قلوب در خود دارد و به آنچه شكاف گوشها براى مخفيانه شنيدن به آن گوش دادهاند ، مصائخ جمع مصاخ و آن شكاف گوش است . مسرق اسم مكان و زمان است باز دربارهء علم خدا فرمايد : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و مسارق ايماض الجفون » خ 91 ، 134 داناست به اسرار رازداران و محلهاى سرقت درخشيدن پلكها ، منظور درخشيدن چشمها از ميان پلكهاست . سرقه ( مثل عرفه ) حرير . يا تكهّء حرير . جمع آن سرق مثل شرف است در وصف اتراك فرموده : « يلبسون السرق و الديباج » خ 128 ، 186 سرمد : دائم . هميشگى . و آن سه بار در « نهج » يافته است . در دفن حضرت فاطمه عليها سلام خطاب به رسول الله عليه و آله فرمود : « السلام عليك يا رسول اللّه . . . امّا حزنى فسرمد و امّا ليلى فسهدّ الى ان يختار اللّه لى دارك التى انت بها مقيم » خ 202 ، 320 غصهّام در فراق زهرا دائمى است شبم بيدار است تا وقتى كه خدا براى من خانهء تو را ( مرگ ) اختيار كند . و نيز در خ 157 ، 221 آمده است . سرى : ( بر وزن هدى ) رفتن در شب . راغب گويد : « السرى : سير الليل يقال :