سيد علي اكبر قرشي

527

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

چرا فرستاده شده است ولى در اينجا به طرف آفت رها شده است « مسارح » در خ 124 محلهاى رها شدن است سردق : سرادق : سراپرده . خيمه . و آن دو بار در « نهج » ديده مىشود به اهل مصر به وقت ولايت مالك اشتر مى نويسد : از عبد الله على امير المؤمنين به مردمى كه براى خدا به غضب آمدند آنگاه كه خدا معصيت كرده شد و حقش ناديده گرديد و ظلم سراپرده‌اش را بر نيكوكار و بدكار و بر مقيم و مسافر ، زد « فضرب الجور سرادقه على البّر و الفاجر و المقيم و الظاعن » نامهء 38 ، 411 و نيز « سرادقات المجد » در خ 91 سر : نهان . امر پوشيده . « السرّ : الذى يكتم » راغب گويد : حديثى كه در نفس مكتوم است ، جمع آن اسرار است و اسرار از باب افعال : پنهان داشتن است « سريره » امر پوشيده ، جمع آن سرائر مى باشد از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است . از آنحضرت از « قدر » سؤال شد فمود : « طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوه و سرّ اللّه فلا تتكلّفوه » حكمت 287 يعنى راه تاريكى است داخلش نشويد ، درياى عميقى است در آن فرو نرويد و سرّ خداست خود را در دانستن آن به تكلّف نياندازيد بلكه اعمال خودتان را بكنيد و به قضا و قدر اتكال ننمائيد و اللّه اعلم . به طلحه و زبير كه گفته بودند : ما با اكراه بيعت كرده‌ايم نوشته : « و ان كنتما بايعتمانى كارهين فقد جعلتمالى عليكما السبيل باظهاركما الطاعة و اسراركما المعصية » نامهء 54 ، 446 ، اگر از روى اكراه بيعت كرده‌ايد راه مرا بر خود باز كرده‌ايد ( من مى توانم از شما اطاعت بخواهم ) زيرا كه اظهار اطاعت كرده و مخالفت را پنهان داشته‌ايد . در حكمت 423 فرموده : « من اصلح سريرته اصلح اللّه علانيته » هر كه باطن خويش را اصلاح كند ، خداوند ظاهرش را اصلاح خواهد كرد . سرور : شادى . راغب شادى مكتوم در قلب گفته است ، در اقرب گويد : سرور و فرح و حبور نزديك بهم هستند ولى سرور شادى خالص پوشيده در دل مى باشد . از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است ، به كميل بن زياد فرموده : « ما من احد اودع قلبا سرورا الّا و خلق اللّه من ذلك السرور لطفا . . . » حكمت 257 كه در « حدر »