سيد علي اكبر قرشي

48

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

: اما استبداد بر ما در مقام خلافت ( و گرفتن حق ما ) با آنكه داراى نسب عاليتريم و از همه بيشتر به رسول خدا تعلق داريم ، آن اشغال مقامى بود بدون استحقاق ، كه گروهى بر آن بخل ورزيده و از آن خود كردند ، و گروه ديگرى سخاوتمندانه دست كشيدند ، داورى با خداست اينك مفردات كلام : وضين : طناب جهاز شتر كه از زير شكم آن مى بندند . قلق : اضطراب و حركت طناب جهاز شتر اگر محكم نشود و حركت كند شتر را از رفتن باز مى دارد « قلق الوضين » به كسى اطلاق مىشود كه در كلامش ثبات ندارد تُرْسِلُ : رها مى كنى از « ارسال » به معنى فرستادن سدد : استقامت « ترسل فى غير سدد » : يعنى زبانت را بى ملاحظه به كار مياندازى . ذمامة : حرمت و احترام . صهر : دامادى . منظور از « ذمامة الصّهر » آنست كه : زينب بنت جحش زن رسول خدا ص از جانب پدر از قبيلهء بنى اسد بود ، يعنى رسول خدا داماد شما بود . نوط : تعلق اثرة : استبداد ، مخصوص شدن به چيزى بدون استحقاق لفظ « اسد » مجموعا شش بار در « نهج » به كار رفته است ، از جمله در نامه‌اى به معاوية مى نويسد : « و ان تزرنى فكما قال اخو بنى اسد : مستقبلين رياح الصيف تضربهم * بحاصب بين أغوار و جلمود و عندى السيف الذى اعضضته بجدك و خالك و اخيك فى مقام واحد » نامهء 64 ، 454 ، يعنى : اگر به جنگ من بيائى مانند آنست كه برادر بنى اسد گويد : آنها روبرو شدند با طوفانهاى تابستانى كه سنگريزه‌ها را با غبارها و سنگها بر آنها مى كوفت . در نزد من است همان شمشيريكه در يك محلّ در « بدر » جدّت عتبة بن ربيعه ، دائيت وليد بن عتبه و برادرت خنطله را طعمهء آن كردم . اسر : بستن ، گرفتار كردن ، حبس ، اسير را از آن اسير گويند كه گرفتار و بسته است . « و كم من عقل اسير تحت هوى أمير » حكمت 211 ، 506 ، منظور از « امير » نفس انسان است . اى بسا عقليكه اسير نفس است امام صلوات اللّه عليه در جواب