سيد علي اكبر قرشي
474
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
يا بصرة عند ذلك من جيش من نقم الله لا رهج له و لا حسّ » خ 102 ، 148 واى بر تو اى بصره در آنوقت از لشكرى از نقمتهاى خدا كه نه غبارى دارد و نه صدائى رجوع شود به « بصره » . رهق : پوشاندن ( احاطه كردن ) . رسيدن هشت مورد از اين كلمه در « نهج » آمده است دربارهء خدا فرموده : « و لا يستضيى ء بالانوار و لا يرهقه ليل و لا يجرى عليه نهار » خ 213 ، 330 ، از نورها كسب نور نمى كند ، شبى او را نمى پوشاند و روزى بر او جارى نمى شود و نمى آيد . « ارهاق » پوشاندن . درك كردن : « فليعمل العامل منكم فى ايام مهله قبل ارهاق اجله و فى فراغه قبل اوان شغله » خ 86 ، 116 ، عمل كند عامل از شما در ايام مهلتش پيش از رسيدن و درك اجلش و در وقت فراغ پيش از وقت مشغوليتش رهم : مرهم : دوائيكه بر زخم بمالند . و آن تنها يك بار در كلام حضرت ديده مىشود ، دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « طبيب دوّار بطبهّ قد احكم مراهمه و احمى مواسمه يضع ذلك حيث الحاجة اليه » خ 108 ، 156 آن حضرت طبيبى است كه طبّ خود را به همه جا مى برد ، مرهمهاى خويش را قوى كرده و داغهاى خود را سرخ كرده ، هر جا حاجت باشد مى نهد . رهن : گرو ، وثيقه . همچنين است رهان . از اين لفظ موارد زيادى در « نهج » آمده است : « الحجر الغصيب فى الدار رهن على خرابها » حكمت 240 ، سنگ مغصوب در خانه وثيقهء خراب شدن آن است . جمع رهن ، رهون است بر وزن عقول چنان كه در خ 109 ، 160 « ارتهان » : رهن گرفتن ، به اهل بصره فرموده : « و المقيم بين اظهركم مرتهن بذنبه و الشاخص عنكم متدارك برحمة ريهّ » خ 13 ، 55 اقامت كننده در ميان شما گرو گرفته شده است به گناهش ، خارج شوند از ميان شما قرين گشته با رحمت خداست . رهين : گرو گذاشته شده . اخذ شده ، جمع آن رهائن است خطاب به دنيا فرموده : « اين الامم الذين فتنتهم بزخارفك فهاهم رهائن القبور و مضامين اللّحود » نامهء 45 ، 419 ، كجايند امتّهائيكه با زخارف خود آنها را فريفتهاى ، آنها فعلا گرو گذاشته در