سيد علي اكبر قرشي

422

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

موسى اشعرى مى نويسد آنگاه كه اهل كوفه را از رفتن به يارى امام باز مى داشت : « فاذا قدم رسولى عليك فارفع ذيلك و اشدد مئزرك و اخرج من جحرك و اندب من معك فان حققّت فانفذ و ان تفشلّت فابعد » نامه 63 ، 453 ، چون فرستاده من پيش تو آمد ، دامنت را بالا زن . و كمربندت را محكم كن ، از سوراخت بيرون بيا ، آنها را كه تحت حكومت تو هستند به يارى من برخوان . اگر تابع حقى فرمان مرا اجرا كن و اگر مى ترسى كنار برو . ( با منافق بايد چنين سخن گفت ) ذيل به معنى تكبّر و تبخّر نيز آمده است : « ذال الرجل : تبختر فجّر ذيله » على هذا « ذيّال » آدم طويل القّد و طويل الذيل را گويند كه تكبّر مىكند و پايين لباس خويش را بر زمين مى كشد . آن حضرت در وصف حجاج بن يوسف فرموده : « اما و اللّه ليسلّطنّ عليكم غلام ثقيف الذيّال الميّال يأكل خضرتكم و يذيب شحمتكم ايه ابا وذحة » خ 116 ، 174 « ميّال » بسيار ظالم و ميل كننده از حق . بدانيد به خدا قسم غلام قبيلهء ثقيف بر شما مسلّط مىشود كه بسيار متكبر و بسيار ستمگر است روئيدنيهايتان را مى خورد و پيه‌تان را ذوب مىكند هر چه مى خواهى بكن كه پدر خنفسا ، رجوع شود به « ايه » « اذيال رياح » در خ 196 ، 310 ، اطراف بادهاست حرف ذال ( 35 ) كلمه است در 7 ج 2 سال 1412 مطابق 22 ، 9 ، 1370 حرف ذال تمام شد و الحمد للهّ