سيد علي اكبر قرشي

399

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مولود جوان شده . دهقان : تاجر . رئيس محلّ در اصل فارسى است و آن فقط يك بار در « نهج » به كار رفته است آن حضرت به بعضى از فرمانداران خود نوشته « اما بعد فانّ دهاقين اهل بلدك شكوا منك غلظة و قسوة و احتقارا و جفوة . . . فالبس لهم جلبابا من اللين تشوبه به طرف من الشدّة . . . » نامهء 19 ، 376 ، بزرگان اهل ديارت شكايت كردند از خشونت و سنگدلى و تحقير و جفا كردنت . . . بپوش براى آنها لباسى از نرمى كه بياميزى آن را با مقدارى خشونت . دهم : دهمة ( بر وزن ظلمة ) : سياهى . دهم : پوشاندن گويند : « دهمه الامر دهما : غشيه » چهار مورد از اين ماده در كلام حضرت ديده مىشود دربارهء آمدن مرگ فرموده : « فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة و انقطعت منكم علائق الامنيّة و دهمتكم مفظعات الامور » خ 85 ، 116 گويا كه ناخنهاى مرگ به شما چسبيده و علقه‌هاى آرزوها از شما قطع شده و گرفتاريهاى شديد شما را پوشانيده است . و در حكمت 277 فرموده : « لا و الذى امسينا منه فى غبر ليلة دهمآء تكشر عن يوم اغرّ ما كان كذا و كذا » « غبرليل » بقاياى شب و « تكشّر » تبسمّى است كه دندانها در آن آشكار شود « اغرّ » به معنى واضح و آشكار است يعنى نه قسم به خدائى كه از لطف او در بقاياى شب تاريكى هستيم كه مى خندد ( و منفجر مىشود ) از روز آشكارى كه آن امر كذا و كذا نبوده است چه عجيب است اين كلام ، چه عجيب است اين قسم و چه نارساست ترجمهء من . دهن : روغن . ادهان و تدهين : روغن مالى كردن كه از آن مدارا و نرمى اراده مىشود كه در كارهاى شرع به صورت سازش حرام ، آمده است ، شش مورد از اين ماده در كلام امام عليه السلام يافته است . در مقام نصيحت فرموده : « و لا ترّخصوا لانفسكم فتذهب بكم الرخّص مذاهب الظلمة و لا تداهنوا فيهجم بكم الادهان على المعصية » خ 86 ، 117 ، به خودتان در كارها ازادى ندهيد كه آزاديها شما را براههاى ستمگران ببرد . مداهنه و سازشكارى نكنيد تا سازشكارى شما را بر گناه حمله‌ور سازد .