سيد علي اكبر قرشي
375
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
خنجرهاش تردّد مىكند ، « اسرّ » شترى است كه به مرض سرر مبتلا باشد ، « نضو » شتر لاغر ، « ادبر » شتريكه دبر و عقبش مجروح است ، يعنى شما را به يارى برادرانتان خواندم ، مانند شتر مبتلا به مرض شادى صدا در آورديد و تنبلى و سنگينى كرديد مانند سنگينى شتر لاغر و مجروح . دثر : دثار به كسر اول لباسى است كه روى لباسها بر تن كنند و نيز لباسى كه شخص آن را در خواب به روى خود مى كشد ( اقرب الموارد ) در مقابل آن شعار لباس زيرين را گويند كه با پوست بدن تماس دارد . از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است و آن را به طور كنايه به هر چيز آشكار گفتهاند ، دربارهء زمان فترت فرموده است : « و الدنيا كاسفة النور . . . طعامها الجيفة و شعارها الخوف و دثارها السّيف » خ 89 ، 122 ، خداوند آن حضرت را در وقتى مبعوث فرمود : كه دنيا نورش به افول رفته و طعامش جيفه و باطنش خوف و ظاهرش شمشير بود ، مردم در دست شمشير داشتند و دلهايشان پر از خوف بود ، در بارهء زاهدان فرموده : « اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا . . . و القران شعارا و الدعاء دثارا » حكمت 104 ، محمد عبده در تفسير آن گويد : قرآن را در پنهانى مى خوانند براى عبرت و موعظه و دعا را آشكار مى كنند براى اظهار خضوع و نيز فرموده : « فاجعلوا طاعة الله شعارا دون دثاركم » خ 198 ، 313 دجر : ديجور : تاريكى . جمع آن دياجير است كه فقط دو بار در « نهج » ديده مىشود دربارهء خدا فرموده : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و تغريد ذوات المنطق فى دياجير الاوكار . . . و ما اعتقبت عليه اطباق الدياجير » خ 917 ، 135 ، خدا داناست به اسرار ضمير اهل ضمائر و به آواز خوانى پرندگان در ظلمتهاى لانهها و به آنچه پى در پى مى آيد در پردهء ظلمتها . دجله : يكى از پر آبترين رودهاى آسياى غربى به طول دو هزار كيلومتر كه از تركيه سرچشمه گرفته و از ديار بكر و موصل و بغداد عبور مىكند و به فرات وصل شده و شط العرب را تشكيل مىدهد و به خليج فارس مى ريزد ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . آنحضرت در بيست و پنجمين شوال سال 37 در « نخيله » آنگاه كه آمادهء