سيد علي اكبر قرشي
323
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
حرف الخاء خبأ : ( بر وزن عقل ) پوشاندن و مستور كردن : « خباء الشى ء خبئا : ستره » و نيز اسم آيد به معنى پوشيده و مستور گرديده . از اين ماده هفت مورد در « نهج » ديده مىشود . آنحضرت فرمايد : « ما قال الناس لشى ء طوبى له الّا و قد خبأ له الدهر يوم سوء » حكمت 286 مردم به هيچ چيز به به نگفتهاند مگر آنكه روزگار روز بدى را براى آن مخفى كرده است . و نيز فرموده : « المرء مخبوء تحت لسانه » حكمت 148 « مخبوء » بر وزن مفعول به معنى پوشيده است و چون سخن گويد شخصيتش آشكار مىشود در جاى ديگرى فرموده : « تكلّموا تعرفوا فانّ المرء مخبوء تحت لسانه » حكمت 392 . مختباء : محل مخفى شدن « عالم السرّ من . . . مختبأ البعوض بين سوق الاشجار » خ 91 ، خدا عالم است به محل مستور شدن پشهء ريز در ميان ساقههاى درختان . خبايا : جمع خبيئة است يعنى مخفى شده ، در رابطه با معاد فرموده : « ثم ميزّهم لما يريده من مسئلتهم عن خفايا الاعمال و خبايا الافعال » خ 109 ، 161 . خباب : خباب بن ارتّ . صحابى معروف كه خود و زنش در دست خوارج شهيد شدند امام عليه السلام پس از اطلاع فرمود : « يرحم الله خبّاب بن الارتّ فلقد اسلم راغبا و هاجر طائعا و قنع بالكفاف و رضى عن اللّه و عاش مجاهدا » حكمت 43 و در « ارتّ » گذشت . ناگفته نماند : خوارج خبّاب و زنش را كه حامله بود شهيد كردند ، امام صلوات الله عليه به علت خون خواهى آنها ، خوارج را تعقيب فرموده و اين ماجرى بتار و مار شدن آنها انجاميد . خبت : اخبات : نرمى و تواضع ، طبرسى آن را اطمينان گفته است و آن فقط