سيد علي اكبر قرشي

308

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حمية : اين كلمه 9 بار در « نهج » به كار رفته و به معنى خوددارى ، امتناع و غيرت است كه از غصب سرچشمه مى گيرد ، اگر از براى حق باشد پسنديده و اگر از براى باطل باشد مذموم است در مذمت يارانش فرموده : « لله انتم امادين يجمعكم و لا حميّة تشحذكم » خ 180 ، 259 ، خدا را به نظر آوريد آيا دينى نداريد كه جمعتان كند و غيرتى نداريد كه تكانتان دهد و تيزتان كند . و دربارهء سجده نكردن شيطان فرموده : « اعترته الحميّة و غلبت عليه الشقوة » خ 1 ، 42 حندس : به كسر اوّل و سكون دوم و كسر سوّم : شب بسيار ظلمانى : « الحنديس : الليل الشديد الظلمة » جمع آن حنادس آيد كه سه بار در « نهج » يافته است در رابطه با خلقت آسمانها فرموده : « لم يمنع ضوء نورها ادلهمام سجف الليل المظلم و لا استطاعت جلابيب سواد الحنادس ان تردّ ما شاع فى السموات من تلألؤ نور القمر » خ 18 ، 261 ادلهمام شدت ظلمت . سجف جمع سجاف به معنى پرده ، و جلابيت جمع جلباب به معنى ملحفه است يعنى نور آسمانها را مانع نشد تاريكى پرده‌هاى شب تاريك و جلبابهاى ظلمت شبهاى ظلمانى قادر نشدند كه ردّ كنند آنچه را كه از نور قمر در آسمانها گسترده شده است ( چه بليغ است كلام امام عليه السلام و چه نارساست ترجمهء من ) دربارهء مرگ فرموده « و حنادس غمراته » خ 230 ، 352 و نيزا « فى حنادس جهالته » خ 192 كه منظور تاريكيهاست . حنف : احنف بن قيس كه نامش فقط يك دفعه در « نهج » آمده است از اصحاب رسول خدا و امير المؤمنين و امام حسن عليهم السلام است نام اصلى اش ضحاك و از قبيلهء تميم مى باشد ، كشّى در رجال خويش فرموده به احنف بن قيس گفتند : تو زياد روزه مى گيرى جواب داد : آن را براى شرّ روز بزرگى آماده مى كنم ، بهر حال امام صلوات الله عليه خطاب به او فرموده : « يا احنف كانّى به و قد سار بالجيش الذى لا يكون له غبار و لا لجب و لا قعقعة لجم . . . » خ 128 ، 185 كه در « حمحمه » مشروحا گذشت . حنيف : عثمان بن حنيف انصارى كه نامش دو بار در « نهج » ياد شده از اصحاب آنحضرت است علاّمه در رجال خويش از فضل بن شاذان نقل كرده : او از