سيد علي اكبر قرشي
309
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
سابقين است كه بعد از جريان سقيفه به امام عليه السلام برگشتند . آن شخص بزرگوار عامل آنحضرت در « بصره » بود ، و آنگاه كه طلحه و زبير و عايشه به بصره آمدند ، به او غدر كرده ، موى صورتش را كنده و از بصره بيرونش نمودند و با آن حال به محضر امام آمده و جريان را نقل كرد . به هر حال به آنحضرت خبر رسيد كه عثمان بن حنيف را در بصره به ميهمانى دعوت كردهاند و او به آن ميهمانى كه نبايد واليان در سر چنان سفرهاى بنشينند ، رفته است ، حضرت خطاب به وى نوشت : : « اما بعد يا بن حنيف : فقد بلغنى انّ رجلا من فتية اهل البصرة دعاك إلى مأدبة فاسرعت اليها ، تستطاب لك الالوان و تنقل اليك الجفان و ما ظننت انك تجيب الى طعام قوم عائلهم مجفّو و غنيّهم مدعوّ » نامه 45 ، 416 « مأدبة » ( به ضمّ دال و فتح آن ) طعامى است كه براى عروسى يا ميهمانى تهيهّ مىشود ، يعنى اى پسر حنيف به من خبر رسيد كه جوانى از اهل بصره تو را به ميهمانى دعوت كرده و تو شتابان به آن رفتهاى ، طعامهاى رنگارنگ و دلچسب براى تو خواسته شده و كاسههائى پر از غذا پيش تو آورده مى شده ، من فكر نمى كردم كه تو رفتن به طعام قومى را اجابت كنى كه فقيرشان رانده شده و ثروتمندشان دعوت شدهاند . و در آخر آن فرمايد : « فاتقّ الله يا بن حنيف و لتكفف اقراصك ليكون من النار خلاصك » ص 420 از خدا بترس اى پسر حنيف ، قرصهاى نانت تو را كفايت كند تا از آتش خلاص شوى . حنن : حنان : مهربانى . حنين : شوق . و ناله و گريهء شديد ، از اين ماده هشتاد مورد در « نهج » آمده است ، در دعاى استسقاء فرموده : « اللهم . . . هامت دوابّنا . . . و عجّت عجبح الثكالى على اولادها و ملّت التردّد فى مراتعها و الحنين الى مواردها اللهم فارحم انين الآنّة و حنين الحانّة » خ 115 ، 171 ، خدايا چهارپايان ما تشنه شدند ، و از عطش ضجه كردند مانند ضجهّء مادر بچه مرده بر بچههاى خود ، و خسته شدند از كثرت رفت و آمد به چراگاه و خسته شدند از شوق به محلهاى معتاد خويش . خدايا رحم كن نالهء ناله كنندگان و گريهء گريه كنندگان را .