سيد علي اكبر قرشي

257

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

و در خ 224 ، 347 دربارهء عقيل آمده كه امام عليه السلام آهن را گرم كرده و به بدن او نزديك كرد ، عقيل فرياد برآورد ، چنان كه فرموده : « فاحميت له حديدة ثمّ ادنيتها من جسمه » آهنى را براى او داغ كردم و آنگاه نزديك بدن او آوردم تا عبرت بگيرد فرياد بر آورد . فقلت له ثكلتك الثواكل يا عقيل اتئن من حديدة احماها انسانها للعبه و تجرّنى الى نار سجّرها جبّارها لغضبه » . زنان پسر مرده در عزايت بنشينند اى عقيل آيا ناله مى كنى از تكه آهن كه انسانى با بازى خود آن را سرخ كرده است و مرا مى كشى به آتشى كه خداى جبار براى غضب خويش سرخ كرده است حدر : حدور : از بالا به پائين آوردن ( ريختن ، غلطانيدن ) « حدر الشى ء حدورا : انزله من علو الى اسفل » ، « انحدار » ريخته شدن . اين ماده در قرآن مجيد نيامده ولى در « نهج » چهار مورد از آن يافته است . آنحضرت در رابطه با خودش فرموده : « ينحدر عنّى السبيل و لا يرقى الّى الطير » خ 3 ، 48 شقشقيهّ يعنى سيل معلومات و علوم دين از وجود من جارى مىشود و عقاب بلند پرواز به قلهّء مقام من نمى رسد . و نيز در نامهء 25 ، 381 و نامه 41 ، 413 آمده است . و در رابطه با ادخال سرور به قلب انسان فرموده : اى كميل قسم به خدائى كه گوش او همهء صداها را مى شنود ، هر كس در قلبى سرورى وارد كند خداوند از آن لطفى مى آفريند ، چون بلائى بر آن شخص نازل شود . آن لطف مانند جارى شدن آب بر آن بلا فرود آيد تا آن را براند مانند رانده شدن شتر غير از چراگاهى « جرى اليها كالماء فى انحداره » حكمت 257 حدس : ظنّ . تخمين ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است : « فتبارك الله الذى لا يبلغه بعد الهمم و لا يناله حدس الفطن » خ 94 ، 138 در بعضى از نسخ به جاى حدس « حسن » آمده است ابن ميثم فرموده : حدس جودت حركت فكر از مطالب به مبادى است ، يعنى بلند مرتبه است خدائى كه تلاشهاى عميق به كنه او و فكر دانايان به حقيقت وى نمى رسد .