سيد علي اكبر قرشي

258

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

حدق : حدقه : سپاهى چشم . مردمك چشم . حفره‌ايكه چشم در آنست . جمع ان حدق و احداق است ، چهار مورد در « نهج » آمده است در خ 192 ، 293 قاصعه آمده : « و ارياف محدقة » يعنى : زمينهاى پر از اشجار « احدقت الروضة : صارت ذات شجر » اين مادهّ از حديقه به معنى باغ است . در رابطه با ملخ فرموده : « اسرج لها حدقتين قمراوين » خ 185 ، 271 براى او دو چشم ماه مانند روشن كرده است و دربارهء شب پره « مسدلة الجفون بالنهار على احداقها » خ 155 ، 217 او در روز پلكهاى خود را بر چشمها گذاشته است . دربارهء خداوند فرموده : « يعلم مساقط الاوراق و خفىّ طرف الاحداق » خ 178 ، 256 ، خدا عالم است به محلهاى افتادن برگها و نگاه مخفى چشمها . حدم : احتدام : شدّت دربارهء مرگ فرموده : « فيوشك ان تغشاكم دواجى ظلله و احتدام علله » خ 230 ، 352 ، احتمال است كه تاريكيهاى ابرهاى مرگ و شدت اسبابش شما را احاطه كند . از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » يافته است . حدو : بر وزن عقل : سوق دادن و بلند كردن صدا براى راندن شتران . گويند : « حدا حدوا : رفع صوته بالحداء » كلمهء حداء به ضمّ اول صدائى است براى سوق شتران كه مى خوانند . از اين ماده در « نهج » ده مورد يافته است ، در مقام موعظه در يك كلام مختصر و عجيب فرموده : « فآن الغاية امامكم و انّ ورائكم الساعة تحدوكم ، تخفّفوا تلحقوا فانما ينتظر بأوّلكم آخركم » خ 21 ، 62 يعنى غايت دنيا ( ثواب و عقاب آخرت ) در جلو شماست . قيامت در تعقيب شماست و شما را با صداى بلند مى خواند از اثقال شهوات سبك شويد تا به گذشتگان نيكوكار لاحق شويد ( قيامت حتمى است ) براى گذشتگان ( اوّلين ) انتظار كشيده مىشود تا آخر مانده‌ها به آنها برسند . سيد رضى رحمه الله فرموده : اين كلام بعد از كلام خدا و رسول ( ص ) با هر كلامى سنجيده شود راجح آيد و از جملهء « تخفّفوا تلحقوا » كلامى كوتاهتر و پر معنى تر گفته نشده است . محمد عبده در شرح كلام امام صلوات الله عليه گيج شده است و از فصاحتش مبهوت گشته است .