سيد علي اكبر قرشي

241

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

بدنى ايّاما » خ 149 ، 207 جمع جار ، جيران و جيره است . جوز : گذشتن از محلّ با سير در آن و نيز به معنى عدم منع و مباح بودن آيد : « جاز الامر جوازا : كان جائزا و لم يمنع » از اين ماده به اين دو معنى نوزده مورد در « نهج » يافته است درباره قرآن فرموده : « فهو . . . اعلام لا يعمى عنها السّائرون و آكام لا يجوز عنها القاصدون » خ 198 ، 316 ، قرآن علامتهائى است كه رهروان از آنها گمراه نمى شوند و بلنديهايى است كه قاصدان حقائق از آنها تجاوز نمى كنند . آنگاه كه به آنحضرت خبر دادند كه انصار گفته‌اند از ما اميرى و از شما ( مهاجران ) اميرى . حضرت فرمود : چرا بر آنها دليل نياوردند كه رسول خدا ص وصيت كرده كه به نيكوكاران انصار نيكى شود و از بدكارانشان اغماض گردد . « وصىّ بان يحسن الى محسنهم و يتجاوز عن مسيئهم » گفتند : در اين سخن چه دليلى بر عليه آنهاست فرمود : اگر امامت در آنها مى بود درباره‌شان توصيه نمى شد . مجاز : راه ، طريق ، اسم مكان است محل عبور و گذشتن و آن سه بار در « نهج » آمده است : « و لئن امهل الله الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه و بموضع الشجا من مساغ ريقه » خ 97 ، 141 ، اگر خدا ظالم را مهلت دهد مؤاخذه‌اش از خدا فوت نمى شود خدا در كمين اوست بر گذرگاه راهش و در محل ماندن استخوان از حلقش . و نيز فرموده : « ايها الناس انّما الدنيا دار مجاز و الاخرة دار قرار » خ 203 ، 320 و نيز در خ 132 آمده است . جوع : گرسنگى : « احذروا صولة الكريم اذا جاع و اللئيم اذا شبع » حكمت : 49 ، حذر كنيد از حملهء كريم وقتى كه گرسنه شود و از حملهء لئيم وقتى كه سير گردد « جوعة » براى دفعه ، « مجاعة » نيز به معنى گرسنگى چنان كه در نامهء 60 و 67 آمده است و نيز فرمايد : « انّ الله سبحانه فرض فى اموال الاغنياء أقوات الفقراء فما جاع فقير الّا بما متعّ به غنّى و الله تعالى سائلهم عن ذلك » حكمت 328 ، از اين ماده ده مورد در « نهج » آمده است . جوف : درون . « الجوف من الانسان : بطنه و من البيت و غيره : داخله » از اين ماده