سيد علي اكبر قرشي

242

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

فقط دو مورد در « نهج » يافته است : « مثل الدنيا كمثل الحيهّ ليّن مسّها و السّم الناقع فى جوفها » حكمت 119 و نيز در خ 185 در وصف مورچه آمده است « فى الجوف من شراسيف بطنها » . جول : جولان و جولة : سير و رفتن : « جال فى البلاد جولانا : طاف غير مستّقر فيها . جال الفرس فى الميدان : قطع جوانبه » چهارده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است . « اجاله » گرداندن « اجال سيفه : اداره » اجتيال : گردش و گردان شخص از قصدش . از اين ماده سيزده مورد در « نهج » آمده است ، آنحضرت به يارانش فرموده : « و قد كرهت ان يكون جال فى ظنّكم انّى احبّ الاطراء و استماع الثناء و لست به حمد الله كذلك » خ 216 ، 335 مكروه دارم از اينكه در ذهن شما خطور كند كه من دوست مى دارم مبالغه در تعريف و شنيدن مداحّى را ، حمد خدا را كه چنين نيستم . و در خ 1 ، 43 فرموده : « و اجتالتهم الشياطين عن معرفته » الشّياطين انسان را از معرفت خدا منحرف كردند . و در رابطه با توحيد فرمايد : « أنشأ الخلق انشاء و ابتدئه ابتداءا بلا رويّة اجالها و لا تجربة استفادها » 1 ، 40 مخلوق را به وجود آورد و خلقت را شروع فرمود ، بدون فكريكه گردانده باشد و بدون تجربه‌ايكه به دست آورده باشد . تجوال مبالغه در جولان است ، آنحضرت به برادرش عقيل نوشته : « فدع عنك قريشا و تركاضهم فى الضلال و تجوالهم فى الشّقاق » نامه 36 ، 409 ، رها كن قريش و به سرعت رقتنشان در گمراهى و جولانشان را در دشمنى و تفرقه . جائل جولان كننده خ 89 ، 122 ، مجال : محلّ جولان خ 196 ، 311 جاه : قدر . منزلت . مقام . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است در مقام دعا فرموده : « اللهم صن وجهى باليسار و لا تبذل جاهى بالاقتار » خ 225 ، 347 خدايا آبرويم را با وسعت معيشت حفظ فرما ، منزلت و مقامم را با فقر ساقط منما . بذل جاه اسقاط منزلت در قلوب است . جوهر : باطن ماهيّت ، آن فقط يك بار در « نهج » يافته است : « فى تقلّب الاحوال علم جواهر الرجال » حكمت 217 « علم » در اينجا مصدر است .