سيد علي اكبر قرشي
232
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دربارهء برادرش جعفر طيّار به معاويه مى نويسد : چون كارى مانند كار ديگران به سر ما آيد ما با مكرمت و بزرگوارى ياد مى شويم چنان كه رسول خدا ( ص ) درباره شهادت برادرم جعفر از او با لقب « الطيار ذو الجناحين » نام بردند . نامهء 28 ، 386 . بالكن ها و قسمتهاى اضافى كه از ديوار خانه بيرون آمدهاند در عرب « رواشن » و « اجنحه » ناميده مى شوند ، آنحضرت راجع به خرابى بصره با آمدن صاحب زنج فرموده : « ويل لسكككم العامرة و الدور المزخرفة التى لها اجنحة كاجنحة النّسور » خ 128 ، 185 ، واى براى راههاى آباد و خانههاى زرنگارتان كه بالهائى مانند بالهاى عقابها دارند . در رابطه با جناح ( بال ) ملائكه در خطبه اول و خطبه 91 آمده كه ملائكه بالها دارند ، در جائى فرموده : « و أنشأهم على صور مختلفات و اقدار متفاوتات اولى اجنحة تسبّح جلال عزتّه » خ 91 ، 129 و در جاى ديگرى آمده : « و منهم الثّابتة فى الارضين السفلى اقدامهم . . . ناكسة دونه ابصارهم متلفعون تحته باجنحتهم » خ 1 ، 410 ، ظهور اوّلى در آنست كه جناحهاى ملائكه ابعاد قدرت و توانائى آنهاست چنان كه در « قاموس قرآن » ذيل جناح گفتهايم ولى ظهور دوّمى در وجود جناح است مگر آنكه منظور از پيچيده شدن به بال ، پيچيده شدن به ابعاد قدرت يعنى توانائى هاى گوناگونى است كه خدا به آنها داده است . جوانح : جمع جانحه و آن دندهء زير استخوان سينه است چنان كه ضلع قسمت پشت ظهر دنده است ، جوانح دو بار در « نهج » آمده است خطبهء 34 و 128 . « الجوانح : الاضلاع تحت الترائب ممّا يلى الصدر » . جند : لشكر . جمع آن جنود و اجناد است . « جنيد » لشكر كوچك چنان كه در خ 39 ، 82 ، از اين مادهّ بيست و شش مورد در « نهج » آمده است كه به بعضى اشاره مىشود آنحضرت پس از شكست آشوب بصره به مردم آنجا چنين فرمود : « كنتم جند المرأة و اتباع البهيمه . رغا فاجبتم و عقر فهربتم » خ 13 ، 55 ، لشكريان زن ( عائشه ) بوديد ، پيروان حيوان زبان بسته ( شتر ) بوديد ، صدا كرد به دورش جمع شديد ، كشته شد فرار كرديد .