سيد علي اكبر قرشي
233
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
به مالك اشتر مى نويسد : « فالجنود باذن اللّه حصون الرعيّة و زين الولاة و عزّ الدين و سبل الامن و ليس تقوم الرعية الّا بهم » نامهء 53 ، 432 ، لشكريان به اذن خداوند ، قلعههاى رعيّت و زينت و اليان و عزّت دين و راههاى امنيّت هستند ، رعيت جز با لشكريان ، استوار و منظم نمى شوند . به محمد بن ابى بكر مى نويسد : « و اعلم - يا محمد بن ابى بكر - انّى قد وليّتك اعظم اجنادى فى نفسى اهل مصر » نامهء 27 ، 384 ، اجناد فقط يك بار در « نهج » آمده است . جندل : سنگ . جمع آن جنادل است كه فقط يك مورد در « نهج » ديده مىشود دربارهء مردگان فرموده : « و قد طحنهم بكلكله البلى و اكلتهم الجنادل و الثرى » خ 226 ، 349 ، پوسيدگى با سينهاش آنها را آرد كرده ، و سنگها و خاك آنها را خورده است ، آنحضرت پوسيدگى را به سينهء شتر تشبيه كرده كه چيزى را زير سينهاش خرد مىكند . جنس : نوع شى ء : « الجنس : الضرب من كلّ شى ء و الجمع : الاجناس » از اين ماده چهار مورد به صورت جمع در « نهج » ديده مىشود : « و لو اجتمع جميع حيوانها . . . و اصناف اسناخها و اجناسها . . . على احداث بعوضة ما قدرت » خ 186 ، 275 ، اگر همه حيوانهاى زمين و اصناف سنخهاى آن و انواع آن براى خلقت پشه ريزى جمع شوند نتوانند : « و قدّر اقواتها و احصى اجناسها » خ 185 ، 272 . جن : ( به فتح اول ) پوشيدن : « جنهّ جنّا و جنونا : ستره » فعل آن لازم و متعدى بنفسه و متعدى به غير آمده است ، به قلب انسان جنان گويند كه در ميان بدن پوشيده است ، باغ و مزرعه را جنت و جنّات گويند كه روى زمين را مى پوشانند ، بچه را در شكم مادر جنين گويند كه شكم مادر او را پوشانده است . ديوانه را مجنون گويند كه عقلش پوشانده شده است ، از اين ماده به طور بى شمار در « نهج » آمده است ، آنحضرت در رابطه با حق تعالى فرموده : « لا يلهيه صوت عن صوت . . . و لا يشغله غضب عن رحمة و لا تولهه رحمة عن عقاب و لا يجنهّ البطون عن الظهور و لا يقطعه الظهور عن البطون » خ 195 ، 309 ، خدا را صدائى از صدائى مشغول نمى كند ، و او را از ظاهر بودن مستور نمى كند ، و ظاهر بودن از باطنها قطع نمى نمايد . دربارهء غضب فرموده : « الحدّة ضرب من الجنون لانّ صاحبها يندم فان لم يندم