سيد علي اكبر قرشي

208

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مرّة بعد اخرى » از اين ماده شانزده مورد در « نهج » يافته است ، آنحضرت در رابطه با موعظه فرمود : « و اعلموا انهّ ليس لهذا الجلد الرقيق صبر على النار فارحموا نفوسكم فانكم قد جرّتموها فى مصائب الدنيا » خ 163 ، 267 « مجرّب » به صيغهء مفعول آزمايش شده چنان كه در خ 35 ، 79 و در خ 134 كه به عمر بن الخطاب در رابطه با جنگ ايران فرموده : « فابعث اليهم رجلا محربا » در معجمهاى نهج البلاغه و « نهج » محمد عبدهّ « مجرّب » به صيغة اسم مفعول به معنى تجربه شده آمده ولى آن « محرب » بر وزن منبر از حرب به معنى جنگ آزموده است چنان كه ابن ميثم فرمايد . « تجارب » جمع تجربه و سه بار آمده است چنان كه به حضرت مجتبى عليه السلام مى نويسد : « فبادرتك بالادب . . . لتستقبل بجدّ رأيك من الامر ما قد كفاك اهل التجارب بغيته و تجربته » نامهء 31 ، 393 . أجرب : آبله در آورده : « ايهّا الناس . . . فلا تنفروا من الحق نفار الصحيح من الاجرب و البارى من ذى السقم » خ 147 ، 205 ، مردم از حق فراز نكنيد مانند فرار انسان سالم از آبله گرفته و فرار سالم از بيمار . آن فقط يك دفعه در « نهج » آمده است . جرثوم : و جرثومه : اصل و ريشه شى ء كه فقط يك بار در « نهج » هست دربارهء كوهها فرموده : « لرسوب الجبال فى قطع اديمها . . . و ركوبها اعناق سهول الارضين و جراثيمها » خ 91 ، 132 . جرجر : جرجره : صدائيكه شتر در حنجره‌اش مى گرداند . اين ماده دو بار در « نهج » هست در مذمت يارانش به علت كوتاهى از جنگ فرموده : « دعوتكم الى نصر اخوانكم فجرجرتم جرجرة الجمل الاسرّو تثاقلتم تثاقل النضّو الادبر » خ 39 ، 82 شما را به نصرت برادرانتان خواندم مانند شتر مرض سرور گرفته غلغل كرديد و مانند شتر لاغر و مجروح به زمين چسبيديد . جرح : ( بر وزن عقل ) زخم زدن : « جرحه جرحا : شق بعض بدنه » نيز به معنى زخم است ، حيوان شكارى را جارحه گويند كه زخمى مىكند و يا كسب مىكند اعضاء بدن را جوارح گويند كه اثر مى گذارند يا كسب مى كنند ، اجتراح به معنى كسب گناه است از اين ماده بيست و يك مورد در « نهج » آمده است .